فصل دوّم در ألوهيّت ومتعلّقات آن ونظريّهء غزالى
در بادي سخن بايد دانست كه جميع حقايق وجودي وحفظ آنها در مراتب خود ، موسوم به الوهيّت بوده ، ومراد از حقايق وجودي در اين تعريف ، شمول مراتب الاهى در ظاهر ومظهر وخلق وحقّ بوده وجميع مراتب وجود ومكوّنات واعطاء هر ذي حقّى را بدانچه كه حقّ اوست ، به الوهيّت تعريف كردهاند .
مؤيد الدّين جندي عقيدة دارد كه الوهيّت ، همان مرتبهء اللّه ، باعتبار قيامش بدان ومنعوت وموصوف بودنش در ذات خود ، بدان مرتبه است ، امّا بدون ظهور اثر الهى در مألوه ؛ در صورتيكه الاهيّت ، همان اعتبار ظهورات اللّه در مألوه بوده ؛ والوهت نيز ، عين مرتبهء إلاه است ، بدون اعتبار امرى زائد ، مانند عبودت كه مرتبهء عبد ميباشد . بنابراين ، تعريف نخست كه از عارف بزرگ عبد الكريم گيلانى در كتاب « الانسان الكامل في معرفة الأواخر والأوائل » آمده ، با تعريف الاهيّت سازگار ومتناسب است ونه با تعريف الوهيّت ؛ وسرانجام فرق ميان الوهت والوهيّت والاهيّت در اينستكه در الوهت هيچ امر زائدى در أو اعتبار نميشود ، ودر الوهيّت مرتبهء اللّه باعتبار قيام بدان ومنعوت وموصوف بودنش در ذات حقّ وبدون ظهور الهى در مألوه است ، ودر الاهيّت باعتبار ظهور اوست در مألوه ، ولذا تعريف ايندو عارف بزرگ از الاهيّت والوهيّت بيك معنى ميرسد ، در صورتيكه مىبايد تعريف ايندو در الوهيّت بيك مفهوم منتهى گردد ، ونه در دو اصطلاح .
بنظر ميرسد كه تعريف حكيم متألّه وعارف اقدم ، مؤيّد الدّين جندي شاملتر ومانعتر