چه اشتقاقى ، بكسى ديگر جز حضرت حقتعالى اطلاق نگرديده است ؛ بنابراين ، هر سه دليل علم بودن اسم اللّه قابل خدشه بوده وباقي نميماند بجز اشتقاقى بودن اسم مزبور كه وجوه آن معروض افتاد ؛ وبا اينحال ميتوان بوجوهى ديگر نيز در جهت اثبات اشتقاقى بودن اللّه استناد كرد ؛ از جمله اينكه : در دو كريمهء
« هُوَ اللَّهُ الَّذِي لا إِلهَ إِلَّا هُوَ » *
و
« وَهُوَ اللَّهُ فِي السَّماواتِ »
كه در اين دو آية ، كلمهء اللّه بصورت صفت براي هو بكار رفته ونه اسم ، يعنى أو اللّه است كه اللّهى بجز أو نيست ؛ پس اللّه در ايندو كريمه اسم نيست تا علم باشد ، وصفت است ومشتقّ . ديگر اينكه اسم علم قائمقام اشاره بوده وچون اشاره در حقّ خداوند تعالى ممتنع است ؛ در نتيجة اسم علم نيز در حقّ أو ممتنع الوقوع خواهد بود ، وبقول سرايندهاى عارف :
نه أشارت مىپذيرد ، نى گمان * نه كسى زو ، نام دارد ، نى نشان
نكتهء ديگر اينكه : هرگاه شخصي از شخص ديگر بحقيقت يا از حيث ماهيّتى ممتاز ومتفاوت باشد ؛ اسم علم را براي اين تمايز ودر جهت رفع مشابهت آنها بكار مىبرند ؛ وحضرت حقتعالى ماهيّتى ندارد تا كسى با أو در ماهيّت مزبور شريك باشد ؛ بنابراين ، تسميهء حقّ باسم علم هم ضرورتي نداشته واثبات اسم علم براي أو محال است .
آنچه در اختصاص اسم اللّه بخداوند متعال بدون ترديد ميباشد ؛ اينستكه همه بر آن متّفق بوده واگر برخى از عابدان أصنام وپرستندگان بتها ، بمصنوعات دست انسان ، خدا گفتهاند ، بيشتر از جنبهء وصفى اين كلمه استفاده كردهاند ونه اسمى ودر تسميه هم ، بتها وأصنام خود را بنام إله يا آلهة ناميدهاند ؛ چنانكه در كريمهء قرآني در مقام خبر دادن از قوم موسى - على نبيّنا وآله وعليه السّلام - نازل آمده ، فرمايد :
« اجْعَلْ لَنا إِلهاً ، كَما لَهُمْ آلِهَةٌ ، قالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ »
يعنى امّت بني إسرائيل بر قومي گذر كردند كه دل به پرستش بتهاى خود ، يا إله گمارده بودند ؛ آنها از موسى خواستند كه براي ما هم خدايانى مانند خدايان بتپرستان قرار ده ، زيرا بني إسرائيل قومي جاهل بودند . بنابراين ، كريمه ، نام اللّه بر هيچ موجودى بجز حضرت حقتعالى اطلاق نگرديده است .
نكته ديگر اينكه اسم اللّه در ميان أسماء اللّه از خصوصيّتى شگفتانگيز برخوردار بوده وجز با اسم هو ، نميتوان آنرا با هيچ اسمى ديگر مقايسه كرد ، وعلّت اين معنى هم اينست كه ه در هردو اسم هو واللّه موجب اين امتياز ومزيّت است كه در أسماء ديگر وجود ندارد ؛ وبا اينكه اين مسئله را بنحو اختصار وبدون استشهاد از آيات قرآني در