هر حجابى از أو عين ايجاد حجابى ديگر است ومع الوصف با اينكه مفهوم اللّه ومعناى آن واضح وظاهر ميباشد ، امّا كنه أو در غايت خفاست .
4 - اللّه از لاه بمعناى بلندى در مرتبت وارتفاع در مقام است ، وبدين معنى ذات حقتعالى أرفع از كلّ موجودات بوده وأصل هر رفعت وبلندى است ، ولذا هيچ موجودى در ارتفاع رتبه بذات حقتعالى نرسيده ومراتب پستى وبلندى ممكنات از حيث شدّت كمال ونقص هريك نسبت بديگرى است ، وگرنه همگى آنها در مقام قياس با ذات رفيع الدّرجات وذو العرش العظيم هيچند ودر حقيقت از هيچ هم چيزى كمتر .
5 - اللّه مشتقّ از أله بالمكان إذا أقام به بوده وظاهر اين اشتقاق با ذات حقتعالى سازش ندارد ؛ مگر اينكه از أقامت در مكان ، به أسرار دوام وثبوت أو در مكانت الوهيّت ومرتبهء وجوب وجودش اراده كنيم ؛ وبدين تعبير بايد دانستكه ذات حقتعالى به ايجابي الهى وبمقتضاى ذاتي ، از أزل تا أبد مقيم ومستوى بر عرش واجب الوجود بودن است ؛ ونميتوان از أله بالمكان ، قيام أو را به امكنهء امكاني تعبير كرد ؛ وتعالى اللّه عن ذلك علوّا كبيرا .
6 - اللّه مشتقّ از ألهيّت است وطبق نظريّهء مؤيّد الدّين جندي ، بمعناى قدرت بر اختراع است واختراع غير از ابداع وابتكار بوده ، ودر اين معنى حقّ وخلق مشترك ميباشند ؛ مگر در ابداع كه مختصّ بذات حقّ است وخلق را در آن دخلى نيست ؛ ولذا اختراع مسبوق بمادّه ومدّه وغير مسبوق بنقشه است ؛ در صورتيكه ابداع مسبوق بهيچيك از مادّه ومدّه ونقشه نميباشد وبدين ملاحظه بجز حضرت حقّ را در ابداع دخلى نبوده ودر ابتكار اگرچه امرى مسبوق بمادّه باشد ، ليكن بمدّه ونقشه مسبوق نخواهد بود ؛ وبالأخره مراد از اختراع الهى اينستكه ابتكار وابداع هم در آن باشد ؛ اگرچه هيچ ابتكار وابداع واختراعى بدون ارادهء حضرت حقّ ميسّر نيست .
7 - اللّه مشتقّ از أله يأله ألها ميباشد كه بمعناى تحيّر آمده ومراد از آن در حيرت بودن عالميان وممكنات ، نسبت بعظمت وجلال الهى است ؛ زيرا در مقام تعقّل بزرگى وادراك عظمت خداوندى ، چيزى جز تحيّر وسرگشتگى دائمي نصيب انساني نخواهد بود .
8 - اللّه مشتقّ از الاهيت بوده وألّهه أي إتّخذه معبودا وعبده والمألوه أي المعبود ، وتنسّك وتكلّف الإلهيّة وصار إلها .
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 424
مساهمون: غلامحسين رضانژاد
ص٤٢٤