بيش باشد ، بمراتب عاليهء عشق نزديكتر است ؛ تا آنجا كه طبق كريمهء :
« وَالَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ »
بمقدار هر وجبى كه انسان بخدا نزديكتر گردد ، حضرت حقتعالى باندازهء فرسخى بمحبّ خود نزديكتر ميشود ، وطبق فحواى
« يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ »
هيچگاه عشق بخداوند منّان يكطرفه نبوده وعشق خدا كه كمال محبّت است به بندهء بسيار مؤمن ودوستدارش بسى بيشتر از محبّت بندهاش بدو ميباشد ؛ زيرا مبناى خلقت ، بر أصل :
فأحببت أن أعرف نهاده شده وهركس بمعرفت غايى وكمال شناخت حضرت حقّ برسد ؛ بدو عشق خواهد ورزيد ودر محبّت بدرجهاى خواهد رسيد ، كه عشق وعاشق ومعشوق بحقيقتى واحد متّحد ميگردند ؛ وبهمين ملاحظهء عشق بود كه پيامبر أكرم ( ص ) از ميان جميع پيغمبران ، بمرتبهء اعلاى حبيب اللّهى واصل شد ونرد عاشقى را از كلّ معشوقان عالم ، جز بمعشوق حقيقي ، يعنى خداوند سبحان نباخت . پس اللّه از وله بمعناى اينستكه جميع عالميان از هيولاى أولى تا صدر ساقهء عرش رحمان ، بمحبوبى جز خداوند متعال عشق وشيدائى ووله نمىورزند ولذا واو ولا تبديل بهمزة شد وسپس الف ولام تعريف بدان اضافه گشت واللّه از آن اشتقاق يافت .
2 - أللّه از أله يأله اشتقاق يافته وأله يعنى فزع إليه ولجأ ؛ زيرا حضرت حقتعالى پناهگاه كلّ ما سوى بوده ومورد اتّكاء واتّكال جميع عالميان در تمامى مسائل وحوادث وقضاياى دنيوي ومقاصد اخروى است ؛ ولذا هر موجودى به پناه أو درآمده وبفطرت اصلى خود ، هرگز به تكيّهگاهى جز حقّ متّكى نخواهد بود . أله فعل است وچون اسم شد ، بصورت إله درآمد كه با اضافهء الف ولام تعريف ، وادغام دو لام وظهور تشديد ، بصورت اللّه پديدار شد .
فزع بمعناى ترسيدن وطلب فريادرسى واستعانت كردن از خداوند يكتاست ؛ ومفزع ومفزعه يعنى التجاء وپناه بردن بحضرت حقتعالى در سختىها ونگرانى وناآرامىها ، وذات باريتعالى را ملجأ ومأوى قرار دادن در جميع موارد مهمّه وملمّه .
3 - اللّه مشتقّ از فعل لاه بوده وبمعناى احتجب عن الخلق است ؛ پس ذات حقتعالى در كمال احتجاب از ممكنات ودر غايت خفاست ؛ ليكن نهايت خفاى أو از كثرت لا يتناهى وشدّت ظهور بوده وكبرياى أو مانع از ديدنش بچشم مخلوقات اوست ؛ وعظمت وجلال حقّ علّت احتجاب أو بهفتاد هزار پرده از نور وظلمت ميباشد ؛ بنابراين ، از شدّت ظهور محتجب از انظار است واز كمال احتجاب در عين ظهور بوده ورفع