هويّت سرّ وباطن اسم اللّه است ؛ آيا نمىبينى كه اگر هاء هو از آخر اسم اللّه برداشته شود ، بقيّهء حروف آن بدون معنى اللّه باقي مانده وافادهء هيچگونه معنايى را نميكند ؟ ! ؛ بدين توضيح كه اگر حروف اسم اللّه ، جز هاء آخر آنرا برداريم ، ه مفيد باطن الوهيّت است ، ولى اگر هاء آخر آنرا برداريم ، حروف ديگر مانند همزه ودو لام والف ، افادهء هيچ معنايى را ندارد ، وأصل در اسم هو همان هاء است ، بدون واو اشباع ، چنانكه أصل در اسم اللّه كه مستجمع كلّ أسماء ميباشد ، باز همان هاء آخر آنست ؛ وبهمين دليل اسم هو واللّه أفضل أسماء الهى بوده وحقيقت اسم أعظم است ؛ واسم هو اشاره بباطن وغيب اللّه بوده واقتضاء غيب اينستكه باسم اشاره بيان شود وهو اسمى است كه لفظا وبنحو قرينهء حالي ومقالى ، مفيد معنى غائب بوده واين غيبت نيز بمعناى غايب بودن از خيال وفهم وعقل نيست ؛ وگرنه اشاره باسم هو بأمر عدمي وعدم ، معنى نداشته ودر كاربرد ضماير هم بهمين منظور آمده است ؛ زيرا هو ضميريست راجع باسمي معلوم وحاضر در ذهن ولذا بايد دانستكه هويّت همان وجود محض وصريحى است كه عدم وأمر عدمي را در آن راهى نبوده وبهر كمال وجودي وشهوديى احاطه واستيعاب دارد ؛ ليكن غيرقابل استيفاء وادراك بوده وبلحاظ غيب وبطون ، أجلّ از واقع شدن در حيطهء فهم است ؛ ليكن بايد توجّه داشت ؛ كه غياب حضرت حقتعالى عين ظهور وشهود وظهورش عين غياب بوده وبعبارت ديگر غائبى است كه نفس حضور وشهادت ميباشد ، در عين اينكه شاهد وحاضريست كه بنفس وحقيقت غيبت ، غائب است وپىبردن براز واسرار غيب وشهودش جز براي كاملان واصل ممكن نيست ؛ وبدين ملاحظه پىبردن بأسماء وصفات أو نيز از همين خصيصه برخوردار بوده وبالنّتيجه كنه آنها بر كسى معلوم نميباشد .
نكتهء ديگر در مسئلهء أذكار در حال ومقام ذكر عبد است ؛ بدين معنى كه اگر بندهاى در ذكر حضرت حقتعالى با اسم يا صفتي از أسماء وصفات خداوند سبحان ذكر كند ، در اينحالت مستغرق در معرفت حقتعالى از جميع جوانب ووجوه نيست ؛ زيرا اگر خدا را باسم رحمن ذكر گويد ، متذكّر رحمت أو گرديده وتنها طبيعت أو بصفت رحمانيّت در طلب ومقصود خود مستغرق است ؛ وهمچنين است صفت احسان در ذكر يا محسن وغفران در ذكر يا غفّار وموهبت الهى در ذكر يا وهّاب وغيره ، وبهمين ملاحظه بهر اسمى يا صفتي كه خدا را بخواند ؛ منظور أو ظهور حضرت حقتعالى بدو در صفت يا اسم مورد ذكر ميباشد ؛ وچون هر نعمتي از نعمتهاى حقّ در تحت ظهور اسمى مناسب با آن نعمت
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 420
مساهمون: غلامحسين رضانژاد
ص٤٢٠