جلالي بوده وهر صفت جمالى هم مانند هيمان داراى جلالي است وهمچنين هر صفت جلالي را نيز جمالى ميباشد ؛ كه عبارت از لطف مستور در قهر است ، چنانكه در كريمهء قرآني نازل است :
« وَلَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْبابِ »
وأمير المؤمنين علي عليه السّلام فرمايد : « سبحان من اتّسعت رحمته لأوليائه في شدّة نقمته واشتدّت نقمته لأعدائه في سعة رحمته » ونيز فرموده است : « حفّت الجنّة بالمكاره وحفّت النّار بالشّهوات » ولذا در بين هردو صفت متقابلى هم ؛ برزخي بوده وذات با صفتي معيّن وباعتبار يك تجلّى از تجلّيات متفاوت حقّ ، باسمي مخصوص بدان تجلّى ناميده شده ؛ وبهمين مناسبت رحمان اسمى است كه ذات را باعتبار صفت رحمت ملحوظ ميدارد ؛ وهمچنين عليم وقدير ورحيم ، وأسماء مورد تلفّظ در حقيقت اسم الاسم محسوبند ودر همين نكته بنظر ميرسد كه اسم هرگز از عين مسمّى جدا نيست ، واسم الاسم از چنين موقعيّت واقتضائى بهرهمند نميباشد ؛ ودر نتيجة اسم در بين صفت وذات الهى مشترك بوده واز همين معنى ميتوان فهميد كه چرا نبايد صفات اللّه را گفت وبايد أسماء اللّه را بر زبان آورد ؛ وتكثّر اعتباري ومفهومي در أسماء نيز بسبب تكثّر در صفات حقّ است ؛ كه باعتبار مراتب غيبى آنها يا مفاتح الغيب بوده ومفاتيح مزبور هم عبارت از معاني معقولى است كه در غيب ذات حقتعالى موجود ميباشد وشؤون مختلفهء حقّ بدانها متعيّن ميگردد ؛ وهرگز بوجود عيني موجود نخواهند شد ؛ ودر حقيقت موجود در عقل ومعدوم در خارجند ؛ امّا در هر موجود عيني وخارجي داراى حكم وأثرى خاصّند ؛ چنانكه شيخ أكبر در فصّ حكمت آدمي ودر نخستين بحث از فصوص الحكم خود آورده واين مؤلّف در شرح فصوص خود بنام « هداية الأمم » « 1 » يا شرح كبير بر فصوص الحكم ابن عربى آنرا مشروحا بيان كردهام . پس تكثّر در صفات وأسماء از وجهي هم بعلم ذاتي حقّ راجع است ؛ زيرا علم أو بذات خود وبراي ذات خودش ، علم بكمالات ذاتي أو را در مرتبهء الوهيّت ايجاب كرده ؛ سپس محبّت أو اقتضاء ظهور ذات حقتعالى بكلّ صفات وأسماء وى را داشته وهريك از آنها در حضرت علم ودر ظهور ، بعالم عين ، داراى تعيّنى خاصّ ميشوند وبدين ملاحظات تكثّر در أسماء وصفات
هامش
( 1 ) - هداية الأمم يا شرح كبير بر فصوص الحكم ابن عربى ، مؤلّف وشارح : غلامحسين رضانژاد « نوشين » . از انتشارات الزّهراء سال 1380 شمسي .