تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
اينستكه از چهار صفت ياد شده ؛ صفات حقيقي محض وذات الإضافة عين ذات حقّند ؛ واضافهء محض چون فرد وما بحذاء ذاتي ندارد ، لذا نميتواند كه عين ذات حقّ باشد ؛ وصفات سلبى نيز بدليل اينكه مصداق آنها عدمي است ؛ نه وجود حقيقي ؛ پس آن هم عين ذات نيست ؛ در صورتيكه ذات حقّ ميتواند منشأ انتزاع آنها باشد ؛ وجميع صفات اضافه ، راجع بيك اضافه‌اند كه همان مبدئيّت بوده ، ومبدئيت نيز عين ذات حضرت حقتعالى است ؛ ونكتهء مهم ديگر اينستكه اگر صفات حقّ زائد بر ذاتش باشند ، لازم مىآيد كه حقتعالى در مرتبهء ذات خود از صفات مزبور خالى باشد ؛ وبهر وصف صفات ياد شده يا ممكنند ويا واجب ؛ در صورت نخست حاجت واجب الوجود در داشتن صفات بممكن الوجود پديد مىآيد كه بالبداهة باطل است ودر صورت دوّم ، هم تعدّد وهم تركيب در واجب ، تحقّق خواهد يافت كه اين نيز باطل ميباشد ودر نتيجة هيچگاه صفات حقتعالى زائد بر ذاتش نميباشند ؛ بعلاوة لازم مىآيد كه صفات جمال وجلال أو بامورى زائد بر ذات حقّ باشند ؛ وعقل حكم ميكند هر وجودي كه صفات جلالي وكمالى أو از عين خودش نيست ، ناقص بوده وچون كمال وجمالش از خود أو نباشد ؛ لزوما در داشتن آنها محتاج بدانها بوده واين فرض هم با حقيقت واجب الوجود كه حقيقة الحقايق وصرف وجود وكمالات آنست ؛ سازگارى نخواهد داشت ؛ ودر نتيجة بايد صفات واجب از نفس ذات أو پديد آيد ؛ ودر آخرين لطيفهء اين مبحث ، بايد در نظر داشت : عيني بودن صفات با ذات اينست كه ذات واجب الوجود بدون هرگونه حيثيّت تقييدى ، مصداق واقعي جميع مفاهيم صفات خود بوده ووجود ذات أو يعنى وجود همهء صفات ومعنى عيني بودن صفات با يكديگر هم اينستكه هر صفتي در وجود خود عين صفت ديگر بوده وبتعبير ديگر وجود حيات عين وجود قدرت وقدرت عين علم وعلم نيز عين وجود اراده وبرعكس بوده وضمن اينكه وجود در آنها يكى است ، همگى هم عين وجود حضرت حقّ ميباشند . حكيم وعارف ومحدّث بزرگ ، فيض كاشاني در كتاب وافى « 1 » بنقل از أبى جعفر عليه السّلام آورده است كه از آنحضرت در مورد اعتقاد أهل عراق سوآل شد كه آنها خداوند را سميع ميدانند ، بجز از صفت بصير وبصير مىپندارند بغير از صفت سميع ، آيا
هامش
( 1 ) - كتاب الوافي ، المجلّد الأوّل ، للمحدّث الكاشاني ، از منشورات مكتبهء علىّ عليه السّلام ، أصفهان .
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 395 | غلامحسين رضانژاد