هر مخلوق ومرزوقى اعمّ از كلّى وجزئي ونوعي وفردى ظهور دارد ؛ ليكن يكبار بواسطهء كلّى ونوعي وبار ديگر بطور مستقيم وبدون وسيله بجزئى ظاهر ميشود ، كه از مستقيم آن به « سببسوزى » واز دوّمين يا با وسيله به « سببسازى » اصطلاح گرديده است ؛ ومولانا جلال الدّين بلخى در همين مورد گويد :
عين آن تخييل را ، حكمت كند * عين آن زهر آب را ، شربت كند
آن گمانانگيز را ، سازد يقين * مِهرها ، روياند از أسباب كين
پرورد در آتش ، إبراهيم را * ايمنىّ روح سازد ، بيم را
از سبب سوزيش ، من سوداييم * وز سبب سازيش ، سوفسطاييم
أسماء وصفات لطفى حضرت حقّ مانند : رحيم ورحمت وجواد وجود ، وقهري آنها نظير قاهر وقهّار وذو انتقام ومبير الظّالمين واشدّ المعاقبين وقاصم الجبّارين وغيره ؛ البتّه جميع صفات قهريّهء الهى در نسبت بجزء از عناوين غضب الهى وقهرند ؛ در صورتيكه نسبت بنظام كلّ ، عين خير بوده وشريّتى در آنها نيست ؛ ونيز بايد دانست كه ظهور صفات قهري ؛ تمهيد مقدّمات ارسال خير ولطف نسبت بمقهور ومورد انتقام است ؛ النّهايه ارسال خير براي مستحق قهر وغضب بعلّت عدم سنخيّت ، عملي لغو است وصدور فعل لغو از خدا محال ميباشد ، ولذا قهر وغضب موجب ايجاد مقدّمات تمهيدى بوده وبا تحقّق اين مقدّمات ؛ آنچنانكه خير در نظام كلّ هستى داراى انتظام است ؛ قهر وغضب نيز مقدّمات آنرا در نظام جزئي وفردى بوجود آورده وبالمآل جزء وكلّ در نظام وجود وايجاد بخير محض گرايش وپايان مىپذيرد ، وبقول حكيم سبزوارى : « وفي نظام الكلّ خير منتظم » چنانكه علي عليه السّلام فرمايد :
وكم للّه من لطف خفىّ * يدّق خفاه عن فهم الذكّى
حكيم سبزوارى در كتاب « أسرار الحكم » مثالي از انسان براي داشتن هر چهار صفت حقيقي محض وذات الإضافة واضافهء محضه وصفات سلبى آورده است كه بلحاظ تفهيم كاملتر مبحث بخوانندهء محقّق ، به تبيين آن مبادرت ميشود . عارف سبزوارى گويد :
صفات رباعي در انسان نيز هست . حقيقي محض مانند حيات وعلم نفس ناطقه بذات خود ؛ وحقيقي ذات الإضافة ، چون قدرت أو كه فعلى مقدور ميخواهد ، واضافهء محضه مانند ابوّت وبنوّت أو بپدر وپسرش ، وصفت سلبى أو نيز چونان جماد نبودن أو كه شامل سنگ وكلوخ وكوه ودرخت نبودنش هم خواهد گرديد : نكتهء قابل تأمّل ديگر ،