تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
برحسب مصالحى الهى ، ظهور يافته ودر هر مجلا ومظهرى نو ؛ داراى تجلّى وظهورى جديدند وهمچنين صفات فعلى حضرت حقّ نيز بر دو قسمند : يا اضافهء محض وخارج از ذاتند ، ودر اينصورت آنها را در ذات حقّ معنايى زائد بر علم واراده وقدرت ومشيّت نيست ؛ ومخلوق ومقدور ومرادي در ذات حقتعالى ندارند ؛ مگر در خارج ؛ وقسم ديگر بجز اضافهء بغير ، داراى معنايى ديگر هم ميباشند ؛ بجز اينكه هرگز مضاف واضافه از آنها جدا نخواهد بود ؛ مانند مشيّت واراده ، كه اوّلى كلّى ودوّمى جزئي است ؛ ليكن هيچگاه مشيئى ومراد از آنها تخلّف نكرده وبصدق كريمهء مباركه :
إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
وايندو صفت ، يعنى اراده ومشيّت جز بوجود متعلّق آنها ظاهر نميگردند ؛ وچون بچيزى تعلّق گيرند ، تخلّف از تحقّق آنها ممتنع بوده ، بجز اينكه اراده بأمور جزئي متعلّق است ومقارن آن أمور حادث ميباشد ، ومشيّت كلّى بوده ومتقدّم بر أمور مشيئى در شمار است والبتّه اين هردو صفت بأمور خيريّه تعلّق ميگيرند واز مبدء خير ، جز نكويى نايد ؛ چنانكه آيهء كريمه فرمايد :
« يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ »
ليكن بايد دانست كه جميع صفات حضرت حقتعالى ، كمال ذاتي أو بوده وبذاتش راجعند ، بجز اينكه إضافات آنها بأمور خارجيّه ، فرعى ومترتّب بر آنهاست ومصلحت امكاني مقتضى اينگونه إضافات بوده ؛ وهيچگونه اشكالى هم بر آن وارد نيست ؛ زيرا مقتضاى ذات در ظهور صفات مزبور غير از اين نيست ؛ ولذا مبدء آنها نيز ذات بوده وداراى منشأ كمالى قديمند ؛ بدين دليل كه اراده ومشيّت داراى معنايى ثابت وأزلي ميباشند ؛ وهمچنانكه مفهوم هر صفتي غير از صفت ديگر است ؛ مقتضاى ظهور وتجلّى آنها نيز بأهم متفاوت بوده وفي المثل علم صفت ذاتي حقّ است ؛ ليكن گاهى معلوم تابع آن ميباشد وگاهى علم تابع معلوم ؛ ودر اينصورت ، چنين علمي را « اختبار » يا علم تابع معلوم نامند ؛ مانند ايندو كريمهء قرآني :
« إِنَّ اللَّهَ عالِمُ غَيْبِ السَّماواتِ وَالْأَرْضِ ، إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ »
كه علم حضرت حقّ بغيب وجودي آسمانها وزمين تعلّق دارد ، پيش از ظهور آنها در عالم آفرينش ؛ وكلمهء غيب در آيهء مزبور مفيد همين معنى است ؛ در صورتيكه در كريمهء ديگر ميفرمايد :
وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ ، حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجاهِدِينَ مِنْكُمْ وَالصَّابِرِينَ وَنَبْلُوَا أَخْبارَكُمْ
يعنى شما را آزمايش مىكنيم ، تا مجاهدان را از صابران بازشناخته وحديث آنها را آشكارا نماييم . در اين كريمهء مباركه ، جملهء
« حَتَّى نَعْلَمَ »
پس از
« وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ »
آمده وعلى الظّاهر مفيد اين معنى است كه علم خداوند براي أو در