تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
پيوست ؛ ودر اينصورت معرفت بأسماء مشتقّه موقوف بر شناخت أسماء موضوعه براي آن صفات مخصوص است ؛ ودر مثال فوق ، هيچ‌كس از لفظ حكيم وعارف ومحقّق وشجاع ، چيزى جز مفاهيمى مختلف نمىفهمد ، تا آنگاه كه به « الرّجل » ربط يابند ، ودر اينصورت شنونده مىفهمد كه جميع أوصاف بارز مزبور تعلّق بدان مرد معيّن وموصوف دارد ، ولذا دربارهء أو بعلمى تفصيلي دست مىيابد . در كتاب كافى از أبو بصير ، يكى از أصحاب حضرت صادق - السّلام والصّلوة عليه من الصّامت والنّاطق - مرويست كه از آنحضرت شنيد : « لم يزل اللّه تعالى ربّنا ، والعلم ذاته ولا معلوم ، والسّمع ذاته ولا مسموع ، والبصر ذاته ولا مبصر ، والقدرة ذاته ولا مقدور ، فلمّا أحدث الأشياء وكان المعلوم ، وقع العلم منه على المعلوم والسّمع على المسموع والبصر على المبصر والقدرة على المقدور » آنگاه گويد از آنحضرت پرسيدم : پس خداوند متحرّك است ؟ كه دائم از صفتي بصفتي ميگرايد ؟ آنحضرت پاسخ فرمود : « تعالى اللّه ؛ انّ الحركة صفة محدثة بالفعل » دوباره پرسيدم : پس خداوند متعال هميشه متكلّم بوده است ؟ فرمود : « انّ الكلام صفة محدثة ، ليست بأزليّة ، كان اللّه عزّ وجلّ ولا متكلّم » . در فهم صحيح اين پرسش وپاسخ عارفانه بايد دانست : صفات خداوند - سبحانه وتعالى - كمال ذاتي اوست واز أزل الآزال وبنحو اطلاق براي ذات أو ثابت بوده ، واز همين لحاظ نيز بصفات ذاتي حقّ موسومند ؛ وبر دو قسم ميباشند : قسمي كه بغير از حقّ اضافه نميشود ، مانند حيات وبقاء وقسمي ديگر كه اضافه ميشوند ؛ ليكن اين اضافه متأخر است ، نظير سمع وبصر وقدرت ، كه در عين ذاتي بودن آنها نسبت بغير نيز اضافه شده وبمسموع ومبصر ومقدور تعلّق مىيابند ، واين تعلّق نيز بحدوث معلوم بوده وبا حدوث معلوم نيز ، علم بدو تعلّق ميگيرد ، والبتّه چنين تعلّقى در قبل از حدوث معلوم ومسموع ومبصر ، بعين ثابت آنها پيش از حادث گرديدن نيز تعلّق داشته است وچون مقتضاى أشياء طبق استعداد ودرخواست ذاتي آنها در عالم خارج نيز تحقّق وجودي يافت ؛ علم وسمع وبصر الهى ، بدانها هم متعلّق گرديد ؛ واين معنى از ذات حقّ است وبذات أو ثابت بود ؛ اگرچه اضافهء آن بغير ، متأخّر از وجه علمي ذاتي آن باشد ؛ وهمين اضافهء بحادث متأخّر نيز ، طبق نظريّهء عرفاى شامخ ، برحسب ظهور اسم « المؤخّر » واقتضاى آن در موارد تجلّيات حقّانى بحكومت اسم مزبور است ؛ زيرا برخى از صفات مخزون ومستأثر يا مكنون حضرت حقتعالى ، با حادث شدن خلق جديد ولبس مجدّد وغير مكرّر ويا
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 377 | غلامحسين رضانژاد