تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤

فصل دوازدهم در فرق بين أسماء وصفات وتحقيق در صفات حقّ

صفت عبارت از معنى معيّنى است در موصوف ؛ وكلمهء وصف وصفت باجماع أهل لغت بيك معنى است ، مانند وعد وعدة ، واز حيث تعريف علمي بايد دانست كه بيشتر محقّقان علم كلام ، مفهوم هر مشتقّى را برگرفته ، از ذات وصفت ونسبت دانند ؛ ولى برخى از محقّقان مانند علّامه جلال الدّين دوانى آنرا عين صفت دانسته وگفته‌اند كه عرض وعرضى بالذّات متّحدند ، وفرق آنها در اينستكه هرگاه صفت را در عقل خود بشرط لا شيئى اعتبار كنيم ، عرضى غير محمول است واگر آنرا مأخوذ بلا شرط دانيم ؛ عرضى محمول بوده وهمانند فرق بين جزء صوري وفصل ويا نظير فرق در ميان جزء مادّى وجنس آنست . امّا برخى از محقّقان مانند سيّد شريف جرجانى گويند : صفت عبارتست از ذات با نسبت بمبدء ، با توجّه بدينكه نسبت داخل در مفهوم ، ومبدء خارج از آن باشد ؛ وحقّ اينستكه مفهوم مشتقّ ، آنچيزى است كه مبدء اشتقاق بطور مطلق براي آن ثابت بوده ؛ اعمّ از اينكه ثبوت شيئى مزبور براي غير از أو باشد ؛ ويا جزء آن ويا براي نفس آنچيز ؛ كه در صورت نخست ، ثبوت مطلق مناط اتّصاف امرى مباين بدان شيئى بوده ودر صورت دوّم ، مناط اتّصاف ، عبارت از كلّ بجزء خود ميباشد ودر سوّمين ، مناط اتّصاف آنچيز بنفس خود آن است ؛ پس چون اين معنى محقّق گرديد ، بايد دانستكه : فرق بين أسماء اللّه وصفات أو در عرف عارفان شامخ ، مانند فرق بين مركّب وبسيط بوده ؛ ولذا آنان تصريح كرده‌اند كه ذات باعتبار صفتي از صفات ، همان اسم است ، وگفته‌اند : اسم
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 374 | غلامحسين رضانژاد