تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
« لولاك لما خلقت الأفلاك » وسرايت عشق در كلّ موجودات سروده است :
عشق جوشد بحر را ، مانند ديگ * عشق سايد كوه را ، مانند ريگ
عشق بشكافد فلك را ، صد شكاف * عشق لرزاند زمين را ، از گزاف
با محمّد بود ، عشق پاك ، جفت * زان سبب أو را ، خدا « لولاك » گفت
منتهى در عشق ، چون أو بود ، فرد * پس مر أو را ، ز أنبيا ، تخصيص كرد
گر نبودى بهره ، عشق پاك را * كي وجودي دادمى ، أفلاك را
من بدان افراشتم ، چرخ سَنّى * تا عُلوّ عشق را ، فهمي كنى
با تو گويند اين جبال راسيات * وصف حال عاشقان ، اندر ثبات
خاك را ، من خوار كردم يك‌سرى * تا ز خوارى عاشقان ، بويى برى
أبو نصر ، عبد اللّه بن علي سرّاج طوسي « 1 » ملقّب به طاووس الفقراء كه در سال 378 هجرى بدرود زندگى گفت ، در كتاب « اللّمع » كه شاهكارى كم‌نظير در تصوّف اسلامى است ، در أوصاف عشق ومحبّت شديد وزائد الوصف گويد : حضرت حقتعالى در مواضعى از كتاب خود بمحبّت وعشق اشاره كرده ودر آيهء
« فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ »
محبّت خود را بقومى پيش از محبّت آنان بخدا قرار داده ودر كريمهء ديگر :
قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ
الخ هم بمحبّت مؤمنان حقيقي بخود وهم محبّت خود بدانها نظر داشته است ؛ وبالآخرة در آيهء سوّم :
« وَالَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ »
بعشق شديد مؤمنان بخود توجّه نموده ، وبدنبال اين مبحث آورده است : عشق حقيقي عبارت از سقوط محبّت از قلب وجوارح است ؛ بطوريكه همه چيز را از اللّه وبراي اللّه داند ؛ وآنچنان غرق عشق الهى گردد كه چشم دل أو ديگر بنفس محبّت هم ننگرد وچنين عارفي بمحبّت وعشق حقيقي حضرت حقتعالى نائل آمده است ؛ ودر تأكيد همين معنى از أبو يعقوب سوسى عارف واصل نقل شده است كه گفت : « لا تصحّ المحبّة حتّى يخرج من رؤية المحبّة إلى رؤية المحبوب ؛ فإذا خرج المحبّ إلى هذه النّسبة كان محبّا من غير المحبّة » واز شيخ المشايخ ، جنيد بغدادي از حقيقت چنين عشقى پرسيدند ؛ در پاسخ گفت : داخل شدن صفات محبوب بطور على البدل از صفات محبّ ؛ وهمين است معنى حديث قدسي : « لا زال يتقرّب إلىّ العبد بالنّوافل ؛ حتّى احبّه فإذا أحببته ، كنت عينه الّتى
هامش
( 1 ) - تحقيق دكتر عبد الحليم محمود وطه عبد الباقي سرور ؛ طبع دار الكتب الحديثة بمصر ، سال 1380 - 1960 .