دانستهاند ؛ وما نيز به پيروى از آن بزرگان ؛ اينگونه از محبّت مورد نهى الهى را كه بيشتر بخودپسندى وگرايش بخويشبينى ولذّات زودگذر وناپايدار وغير مشروع است ؛ نه تنها از موجبات سقوط در فساد ودنياپرستى وشهوات وگناهان ميدانيم ، بلكه برعكس ؛ قرار دادن آن را در درجهء نخست از محبّت ، در اين نكته مىيابيم كه با سركوب كردن هواي نفس ، نخستين مرتبهء محبّت الهى در وجود سالك إلى اللّه وپويندهء راه خدا ، پايهگذارى شده وبا كشتن اين غريزه ، اوّلين تجلّى رحمت رحيمى در قلب أو فروغ افكنده واين خود مقدّمهاى نهادين براي تكاپوى خوديابى وتحرّى حقيقت ميگردد ؛ وبتعبير ديگر چون هوىپرستى عين پرستش شيطان است ؛ ما دام كه اين غريزهء مانع استكمال نفس وجود دارد ؛ هرگونه طريقي براي سير عامدانه وصعود در بلنداى مراتب حقّنگرى ونيل بحقيقت بروى آدمي مسدود بوده ونفس در سير نزولى وسقوط ، آنهم با شتابى روزافزون حركت ميكند ؛ مگر اينكه اين درجه از محبّت هوى نام را ، از دركات نفساني مذموم خارج كرده وآنرا در اصطلاح أهل معرفت ؛ مبدّل بهواى الهى نماييم وآنسان كه سيّد بزرگوار نعمت اللّه ولىّ بكار برده ، عبارت از محو ارادهء محبّ در محبوب دانيم ؛ كه طبق اين تعريف ، هوى در درجهء چهارم يا نهايت درجهء كمال محبّت در قلب عاشق است ، وما بدين تعبير عارفانه از هوى ، يعنى اقتضاى محو أرادت محبّ در محبوب وفناى عاشق در معشوق ، تحقيق در آنرا بتعبير مذكور ، بهمين مقدار بسنده كرده ودامنهء سخن را به بررسى درجات آن از آغاز تا پايان ادامه ميدهيم .
1 - درجهء حبّ :
محبّت يكى از أمور وجداني است كه با آشكارا بودن معناى ظاهري ولفظي آن ، در خفاى ماهوى وبطون حقيقي است ؛ وبرخى آنرا حالت غليان دل در مقام اشتياق بمحبوب ولقاء اللّه دانند ، وجمعى محبّت را عبارت از محو محبّ در صفات محبوب از جميع جهات دانند ؛ وسمنون « 1 » محبّ كه يكى از أجلّهء عرفاست در توصيف محبّت گويد كه : أصل وقاعدهء كلّى راه حقّ محبّت است ومقامات وأحوال ، نازل اين مرتبه واقع بوده ؛ وأبو على كاتب عقيدة دارد : رايحههاى نسيم محبّت از محبّان ميوزد ، اگرچه بكتمان آن پردازند ودلائل محبّت از سيماى آنان آشكار است ، اگرچه آنرا از ديگران پنهان كنند ؛ ودر شرح كلمات باباطاهر آمده است : المحبّة اوّلها اختبار
و
هامش
( 1 ) - فرهنگ اصطلاحات عرفانى ، سيّد جعفر سجّادى ، ناشر كتابخانهء طهورى سال 1350 .