تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ »
شدّت محبّت از مؤمنان بخداوند متعال وبمفادّ آيهء :
« يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ »
از خداوند بمؤمنان واز هردو طرف بيكديگر ؛ وبدين ملاحظه أصل اين اشتقاق را از كلمهء ولا دانند كه بمعنى دوستى وعشق بكار رفته وكلمهء وله را نيز بدوست داشتن بسيار گفته‌اند ؛ وسپس واو آنرا بهمزة تبديل كرده‌اند ، وكلمهء أله پديد آمد والف ولام تعريف را بدان افزودند و « اللّه » گرديد . محبّت بين خداوند رحمان وبنده‌اش دوجانبه بوده وكريمهء
« قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ »
يعنى اى رسول من بگو : اگر خدا را دوست ميداريد ، از من پيروى كنيد ؛ تا خدا نيز شما را دوست بدارد ؛ وگناهان شما را بيامرزد وخداوند تعالى آمرزندهء مهربان است . بنابراين ، آيات مباركه ؛ يكى از مهمترين عوامل وأسباب ومحرّكات مطمئن بسوى حضرت باريتعالى دوست داشتن خداوند است كه بيشتر از ميان ممكنات ؛ پس از ملائكهء مهيّمين وأصناف ديگر آنها ، بانسان تعلّق دارد ولذا پس از حركت اشتدادى واستكمالى جوهري كه در كلّ مخلوقات از هيولاى أولى تا انسان كامل وكلّ عالم طبيعت جريان دارد ؛ يكى از بزرگترين أسباب وعلل تعالى وسرافرازى وشكوهمندى آدمي ، همين محبّت الهى است كه در اين مبحث از آن بحركت حبّى وعشقى تعبير گرديده ودر تورات نيز از همين محبّت دوجانبه بدين عبارت سخن رفته است : « يا ابن آدم ، إنّى وحقّى لك محبّ ، فبحقّى عليك ، كن لي محبّا » وما در اين گفتار بتقسيم محبّت وتحقيق در هر قسم آن پرداخته ونظريّهء عرفاى شامخ را در هر درجه از محبّت بررسى مىكنيم .

تقسيم محبّت وتحقيق در هر قسم آن :

محقّقان محبّت را بچهار درجه تقسيم كرده‌اند كه پست‌ترين نوع ودرجهء منفور آن هوى است وچون هوى عبارت از پيروى نفس شيطانى ميباشد ولذا اينگونه از محبّت مردود أهل تميز ومردان خداست ؛ ودر كرائم الهى وآيات قرآني بسيار مورد نهى بوده وپيروى از آنرا از موجبات سقوط انسان بورطهء گمراهى وميزان ودركات دوزخ شمرده‌اند . با اينكه هواي نفس نخستين درجهء محبّت است ، ليكن اين‌گونه از محبّت ، از نظر مفسّران مذموم بوده ودارندهء آن بخسران وگرفتاريهاى بيشمار مبتلا ميگردد وعلماء اخلاق يكى از فصول يا أبواب كتاب خود را اختصاص بتعريف وتحقيق در آن داده وتبعيّت از هواي نفس امّاره را براي سالك إلى اللّه ؛ بزرگترين مانع وعامل انحطاط اخلاق وسرنگونى بدركات فساد