است ؛ وبقول حكيم على التّحقيق وصدر حكماء متألّه ، ملّاصدرا در كتاب أسفار أربعة ، هم وجود جوهر در حركت اشتدادى واستكمالى محفوظ است ؛ وهم بدانگونه كه در كتاب شواهد الرّبوبيّه فرموده است ؛ ماهيّت آنجوهر محفوظ مانده ودر عين حال فرقى هم بين ايندو قول موجود نيست ؛ زيرا در ميان مفاهيم قدر مشتركى موجود است كه جامعيّت واشتراك در آنها شامل همه ميگردد ؛ مانند حيوان در تعريف انسان كه همهء افراد نوع آنرا از طبيعي وبرزخي واخروى ومعنوي عقلي را در شمول خود دارد ؛ ونيز نظير ناطق بودن انسان كه شامل ناطق بالقوّه وبالفعل بوده ودامنهء آن ناطق فعلى وانفعالى وعقل فعّال را هم فراميگيرد وقدر مشترك جميع اين مفاهيم مختلف ، ماهيّت انسان بطور مطلق است ، در صورتيكه مفاهيم مختلفه ؛ أفراد آن امر عامّ ومطلق ميباشند ؛ زيرا مفاهيم ألفاظ بطوريكه أهل ميزان ومنطق گفتهاند ؛ معاني عامّه بوده واختصاص بفردى خاصّ ندارد ، واگر خوانندهاى بتحقيق كامل در اين مبحث علاقهمند باشد ، ميتواند آنرا از كتاب « حكمتنامه » تأليف اين مؤلف ونويسنده بخواند وبنظريّات جميع موافقان ومخالفان در مسألهء مزبور دسترسى حاصل نمايد .
تحقيقى لطيف وسادهتر در حركت جوهري استكمالى .
حكيم علّامه ، شادروان ميرزا أبو الحسن رفيعى قزوينى ، در رسالهء خود موسوم به « حركت جوهري وتحوّلات ذاتي » « 1 » همين مبحث را با بيانى لطيف وسادهتر آورده است ، كه بمختصرى از آن اشاره مىكنيم : موجود ممكن بر دو قسم است : يكى جوهر وديگرى عرض . جوهر آنست كه بنفس خود قائم بوده وهستى أو بذات خود باشد ؛ وعرض آنستكه قائم بغير بوده واستقلالي در وجود نداشته باشد وبر دو قسم محسوس وغير محسوس مانند سفيدى وشجاعت تقسيم شده است ؛ ولذا عرض كه بايد بمحلّى مانند جوهر قائم گردد ، ودر وجود خود وهم در قوّت وضعف آن تابع جوهر ميباشد ؛ چنانكه بو ورنگ سيب از حيث شدّت وضعف ، تابع سيب بلحاظ رسيدن وكامل شدن جوهر آن است وتغيير وتحوّل هريك مربوط بديگرى بوده وعرض در هر درجه از قوّت وضعف ، تابع جوهر خود است ، زيرا حالّ بالطّبع تابع محلّ خود ميباشد ؛ واين
هامش
( 1 ) - مجموعهء رسائل ومقالات فلسفي ؛ با تصحيح ومقدّمه غلامحسين رضانژاد « نوشين » از انتشارات الزّهراء سال 1367 شمسي .