تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
بجاى آن لازم نخواهد آمد ، وهمچنين است تباين اين مفاهيم منتزع از درجات وجود شخصي از حيث نوع ؛ بدين معنى كه مفهوم بقاى جوهر در مراتب حركت اشتدادى در همان موقعى كه بوجودات خاصّه وجداگانهء خود موجودند ؛ أنواع آنها بالفعل هم وجود داشته باشد ؛ وامّا همهء مفاهيم مختلف مزبور با تباين نوعي آنها در حركت ؛ موجود بوجود واحد شخصي وزماني بوده واز واحد شخصي ياد شده ، انتزاع مفاهيم مختلف جايز ميباشد ؛ ودر نتيجة همهء مراتب اشتدادى جوهر در دو طرف مبدء ومنتهى ، برحسب آنات مفروض در زمان خود ، داراى حدودي نامتناهى بالقوّه بوده وباعتبار درجات كمال ومقامات نقصان ؛ مفاهيمى گوناگون دارند ؛ مانند سردى وگرمى وسوزندگى در آب ، يا زردى وسبزى وسياهى در جسم رنگين ؛ ويا در جواهر قابل ابعاد سه‌گانه ، نظير نامى وحسّاس ومتحرّك وناطق كه با همهء اختلاف در مراتب ومفاهيم ، برحسب درجهء كمال ونقصان ، بوجودي واحد وشخصي وزماني كه داراى وحدت جمعى واتّصال استمرارى است ؛ موجودند . امّا اينكه شيخ الرّئيس وحكماء مشّاء گفته‌اند : صور جوهري مزبور ، در وسط مراتب اشتدادى ، بالفعل نميباشند ؛ اين سخن با حقيقت امر مطابق نبوده وبدينسان كه آنان انديشيده‌اند نيست ؛ زيرا صور متجدّد باعتبار درجات خود ؛ آن به آن پديد آمده ودر هر آن ، فردى از ما فيه الحركة يا صورت جوهري ؛ براي موضوع يا هيولى پديد مىآيد كه غير از فرد پيشين وپسين خود ميباشد ؛ وامّا صور زماني مزبور برحسب وجود سيّال وشخصي ، بالفعل بوده واتّصال صور مزبور ، مساوق وهمگام با وحدت شخصي ميباشد ؛ وفرقى در ميان حركت جوهري وغيرجوهرى - مانند كمّى وكيفى - از حيث بقاء موضوع حركت جوهري در مراتب اشتدادى نبوده ، وچون بقاء موضوع در حركت كيفى جايز است وموضوع جسماني هرگز از صورتي سيّال ، - اگرچه نامعيّن - خالى نيست ؛ بهمان‌گونه نيز از نحوه‌اى امكان ومقدار هم خالى نخواهد بود ؛ ودر نتيجة موضوع حركت در جوهر كه مادّه ونحوه‌اى نامعيّن از صورت است ؛ هميشه پوشيده بفرد زماني بالفعل بوده ودر هرآنى موضوع يا جوهر در حركت اشتدادى ؛ بمقدار يا مكان ويا أموري ديگر متلبّس ميگردد ولذا اشكال شيخ الرّئيس وديگر فلاسفهء مشّائى در تغيير فردى ونوعي متحرك در حركت جوهري وتبديل بصورت ديگر بنحو دفعي ، صحيح نميباشد وموضوع حركت يا جوهر در جميع مراتب اشتدادى بحقيقت خود باقي