تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
علّت تامّهء خود لازم آمده وباطل است ؛ وبعلاوة طبق قاعدهء عقلي : « حصول العلّة عند حصول المعلول واجب » اگر معلول كه اعراضند ، متحوّل وسيّال ومتحرّكند ، عقل اقتضاء ميكند كه علّت آن نيز كه جواهرند ، داراى وصف تجدّد وتحرّك وسيلان باشد ؛ وبالمآل چون مىبينيم كه رنگ سيب از سبزى بزردى وقرمزى ميگرايد ونارس بودنش برسيدگى منجر ميگردد ؛ ناگزير بايد بپذيريم كه حركتي در عرض يا رنگ سيب پديدار ميگردد كه از سبزى بزردى وقرمزى مىانجامد ولذا بايد قبول كرد كه اين عارض در كمال وتجدّد وحركت ، تابع معروض خود يا سيب است ، وچگونه امكان دارد كه عرض متحرّك بسوى كمال باشد ، ولى معروض يا جوهر آن ساكن وثابت بماند ؟ . 2 - تجدّد أمثال وصور از حيث تكوّن ويافتن كمال وجودي نيز دليلي بر حركت جوهري است ؛ زيرا أعراض هرآنى برموضوعات خود وارد بوده وچون در دو زمان بريك حالت برقرار وبدوام باقي نمىمانند ؛ پس على الدّوام در حركت مفطور خود متجدّد وسيّالند ؛ ليكن مراد عرفاى شامخ از أعراض ، عبارت از جواهر طبيعي عين ذاتند كه بجز ذات أحدى الصّفات حضرت حقّ ، كلّ ما في الوجود وممكنات أمرى وخلقي را فراميگيرد ؛ ولذا گفته‌اند كه : « العرض لا يبقى زمانين » يعنى عرض در دو زمان يكنواخت نميماند وعلى الدّوام متحوّل وسيّال است ؛ امّا مراد آنان از عرض آن نيست كه متكلّمان وفلاسفه وحكماء اصطلاح كرده‌اند ؛ بلكه مقصودشان از عرض وعدم بقاء آن در دو زمان بيك حقيقت يا حال ويا وضع ؛ كلّ عالم وجود است ، بجز حضرت حقتعالى وآنچه در صقع ربوبيّت والوهيّت است ؛ وبهمين معنى عرفاء شامخ كلّ جواهر عالم وبالتّبع أعراض آنها را نيز بمعيّت هم داخل در شمول اصطلاح مزبور دانسته وميگويند جميع موجودات عالم اعراضى هستند كه قائم بذات حضرت حقتعالى بوده وجناب كبريايى جوهر الجواهر وأصل الأصول ومصوّر الصّور بوده وحقيقة الحقايق مىباشد ، وبهمين ملاحظه بجز حضرت حقّ وأسماء وصفات وحريم أو ، جميع جواهر متحرّك بسوى حقّند واز اين جواهر ، بمعنا ووضعي خاصّ ، به أعراض تعبير كرده وگويند كه عرض در دو زمان بيك سان ويكنواخت باقي نمانده وعلى الدّوام در حال سيلان وحركتند وبدين تعبير ميتوان سيلان دائمي وتجدّد هميشگى آنها را بشعلهء چراغ تشبيه كرد كه هر آن در افروختن بوده وبا هر فروزشى مقدارى نفت مصرف آن ميشود ، واين فروزش واشتعال آنچنان سريع ومتّصل است كه ماهيّت شعلهء آن بنظر ثابت