خواهد بود ؛ وبالمآل بايد گفت كه تجدّد وتغيير در كلّ مواد عالم وصور آنها وبالأخره در صورت جسمي ونوعي وأعراض وأوصاف وتوابع ولوازم آنها از حيث ذات وصفت ناگزير بوده وبنابر ادلّه وبراهين قاطعه ، بايد معتقد بتجدّد وتحوّل سرتاسر عالم از جواهر وأعراض گرديده وكلّ وسراسر طبيعت را در معرض اين تجدّد وسيلان دائمي وتبدّل وتحوّل هميشگى دانست .
2 - وصول بغايات يا استكمال ذاتي :
هر موجودى اعمّ از جماد ونبات وحيوان وانسان را در اين عالم مقصدى است كه بايد در طىّ حركات خود بويژه حركت جوهري بدان نائل آمده وآنقدر به ادامه حركت خود پردازد تا بمقصد نهايى ومنظور غائى كه انسان كامل است برسد وهمين انسان كامل هم بايد در مسير إلى اللّه حركت كند ، تا بلقاء اللّه واصل گرديده وبمصداق حديث قدسي : « يا ابن آدم ، خلقت الأشياء لأجلك وخلقتك لأجلى » وآيات وروايات ديگر در همين معنى نائل گردد والبتّه وصول بغايات بتدريج ودر تحليل صحيح علمي بنحو اتّحاد ورسيدن بوحدت عيني بوده وبايد از مراتب عقل هيولانى وبالملكة وبالفعل وبالمستفاد بگذرد ، تا بمرتبهء عقل فعّال واوّل وروح أعظم برسد وبفناى در افعال وصفات وذات الهى پايان پذيرد ؛ كه بفناى كلّيه مصطلح بوده ونتيجهء آن بقاء بعد الفناء ميباشد ومصداق حديث : « خلقتكم للبقاء لا للفناء » دربارهء أو صادق آيد ، وجميع اين مراتب ومدارج ومنازل ، صورت تحقّق نيابند ، مگر به تبدّل ذاتي وحركت جوهري .
3 - وحدت جمعى نفس در طىّ مراتب ودرجات :
طبق نظريّهء صحيح وعقيدهء مبرهن ملّا صدرا ؛ نفس آدمي وبطور كلّى حيواني ، در اوّلين دوران تكوّن خود جسماني بوده وسپس با حركات استكمالى با روح متّصل گرديده وايندو داراى احكامى واحد ميگردند ، ولذا اين جملهء موروث صدر الحكماء شيرازي مؤيد اين مسئله ميباشد كه فرمود : « النّفس جسمانيّة الحدوث وروحانيّة البقاء » يعنى روح در ذات وتأثيرات خود بالفعل بوده ونفس بالقوّه ؛ ليكن بسبب حركات مداوم وهميشگى خود بفعليّت ميرسد وآنچنان در خصائص روح مستهلك ميگردد ، كه بگاه ترك بدن مادّى بمعيّت روح واتّحاد حقيقي با آن ببقاء وخلود جاودانه مىپيوندد ؛ مانند اينكه هيچگاه از يكديگر جدا نبودهاند ؛ در صورتيكه در ابتداء حدوث خود ، مادّى بوده وبسبب استكمال باحكام روح ظهور كرده وبموجوديّت روح باقي خواهد ماند ؛ وبالمآل بمراتب كمالى