تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
رسيدن شيئى بمقصد يا ما إليه الحركة ، واز طرف ديگر ؛ متكلّمان بودن شيئى متحرّك در مكان اوّل خود وحصول در مكان دوّم را حركت خوانند ولذا حركت در اصطلاح آنان عبارت از بودن شيئى از مكان اوّل در مكان دوّم است ، ودر اينجا متذكّر ميشويم هر خواننده‌اى طالب تحقيق همه جانبه ووافى در اين مسئله باشد ، بايد آنرا از همين مبحث در « حكمت‌نامهء » « 1 » اين فقير مطالعه كند . ديگر اينكه هر حركتي بطور تحقيق ، از شش امر ناگزير بوده وتحقّق حركت بدانها ميباشد : 1 - مبدء وآغاز حركت 2 - نهايت وپايان آن 3 - سبب تحريك يا محرّك 4 - مسافتى كه متحرك بايد آنرا از بالقوّه تا بالفعل بپيمايد 5 - داعى حركت يا آنچه حركت براي انجام يافتن آنست 6 - متحرّك يا ذات وشيئى موصوف بحركت كه از حالت پيشين بحالت ديگر نمود ميكند ؛ وما در تكميل مبحث موردنظر ، بتعريف اقسام حركت مىپردازيم .

اقسام حركت در سير إلى اللّه .

شيخ الرّئيس ، ابن سينا ، حركت را در چهار مقولهء كمّ وكيف ووضع وأين ميداند وبحركت جوهري ذاتي قائل نبوده وادّله‌اى بر بطلان آن آورده است ؛ وحركت در مقولات مضاف وزمان ومكان واكتساب هيأت وصورت ووضع وأمور ديگر كه برخى از حكماء آنرا بفعل وانفعال تعبير كرده‌اند ؛ همهء آنها را بوعلى در همان چهار مقولة قرار داده است . امّا متكلّمان وحكماى متأخّر بر أو حركات را بتفصيل بأنواع : قطعي وتوسّطى وعرضى وذاتي وطبيعي وشوقى وارادى وجوهري وقسرى وأرضى وسماوي ومستدير ومستقيم ووضعي وهابط يا نزولى وصاعد يا صعودى ، ودائم وسريع وبطئى ومنقطع ومتّصل تقسيم كرده ، وبالآخرة حكيم سبزوارى در شرح بر منظومهء حكمت خويش ، متحرّك را نسبت بحدود مسافت ، سيّال دانسته وبتحقيق در أنواع حركات پرداخته است ؛ ودر حركت طبيعي گويد : اگر اين حركت از متحرّك طبيعي وبا شوق ويا اشتياق جنبنده باشد ، آنرا حركت شوقى نامند كه انگيزهء نفساني بكمال مطلوب در آن
هامش
( 1 ) - جلد دوّم حكمت‌نامه يا شرح كبير بر شرح وحواشي منظومهء حكمت حكيم سبزوارى از غلامحسين رضانژاد « نوشين » از انتشارات الزّهراء سال 1380 شمسي .