تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
در ايجاد جسم بيفايده مىنمود ؛ پس فاعل هميشه در تأثر فاعليّت خود نيازمند بقابل است وقابل هم بايد قوّهء قبول را از مبدئى الهى وبوسائطى متعدّد گرفته باشد ؛ تا تأثير فاعل يا صورت در تركيب وايجاد جسم ، مفيد ومثبت بوده وبتحليل نهايى بهمانگونه كه فاعل ، صورت بخشي وفعليّت خود را از اسم المصوّر ميگيرد ، قابل ومادّه هم بايد استعداد وقبول شيئيّت را از مبدئى وصول كند كه آنهم بجز حضرت حقتعالى نخواهد بود ، وگرنه قابل بايد استعداد قبول را خود در ذات خود نهد ، وفاقد شيئى نميتواند معطى آن باشد ؛ در نتيجة ، هم فاعليّت صورت وهم قابليّت هيولى از حضرت باريتعالى است وباقي نميماند جز فعل تركيب ايندو ، كه آنهم بنكاح أسماء مولّده تحقّق مىيابد ، واگر قدرت حقتعالى را كه مسبوق به ارادهء اوست ، در مناكحهء صورت وهيولى دخل وتصرّفى نباشد ، نكاح مزبور عقيم النّتيجه مانده وتولّدى جديد را كه اسمى از أسماء اللّه ميباشد ؛ مانند عقيم بودن آدميان در نكاح ، حاصل نخواهد كرد ، وطبق كريمهء قرآني :
« وَهُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَفِي الْأَرْضِ إِلهٌ »
همگى از أو ، وبراي أو وبسوى أو رهسپار بوده وبقول شاعر عارف :
ما ز بالاييم وبالا ميرويم * ما از آنجاييم وآنجا مىرويم
صحّت اين نتيجه‌گيرى بر مبناى صحيح بودن أصل تركيب هيولى وصورت است وآن نيز بر وفق نظريّهء حكماء مشّاء ، وگرنه در قول به ابطال هيولى وصورت ؛ وموجوديّت جسم مطلق ومقيّد طبق نظر شيخ اشراق ، شهيد سهروردى ؛ مبحث مزبور از أساس فاقد صحّت ودر نتيجة بىاصل وباطل است ؛ ودر اينصورت نه هيولايى در خارج موجود است ونه صورتي كه در آن حلول كرده وبدين اعتبار ، هيولى را محلّ آن فرض كنيم ؛ وحتّى براساس نظريّهء سيّد سند صدر الدّين دشتكى وصدر المتألّهين شيرازي ، كه قائل باتّحاد عيني ايندو بوده وبالمآل هيچگاه هيولى را از صورت عارى ندانسته ونيز صورت را هرگز منفكّ از هيولى نشناخته‌اند ؛ تركيب ايندو برمبناى اعتبار عقلي بوده ودر صدق عيني وخارجي ، چيزى بنام هيولاى عارى از صورت وصورت منفكّ از هيولى وجود ندارد ، تا از تركيب آنها اعمّ از انضمامى يا اتّحاد عيني ؛ جسمي ايجاد گردد وبنابراين تحليل دقيق ؛ سير نزولى وجود در نهايت درجه فرودين از مرتبهء هويّت مطلقه والوهيّت وأحديّت وواحديّت ومرتبهء روح أعظم وظهور آن در عقل اوّل وسپس نفوس كلّى وجزئي وفلك محيط وأفلاك وآسمانها وزمين تا جسم مطلق ومقيّد ؛