تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
بهمين جسم مقيّد وجزئي پايان مىپذيرد كه آخرين درجهء فرود وتنزّل وجود در قوس نزولى بوده ، وپائين‌تر از آن در عالم جسمانيّات وجود نداشته وچنين حقيقتي بهيولاى مبهمه وصورت كماليهء آن در شيئيّت خاتمه نمىيابد ، ودر حاقّ جسميّت خود تجزيهء حقيقي وخارجي را بهيولى وصورت بخود نمىپذيرد وعقيدهء حكماى مشّاء نيز در تحليل آن بصورت وهيولى ، تنها بصرف اعتبار عقلي است وبالأخره منتهاى نظر حكماء مشّاء وسيّد سند ، دشتكى وصدر المتألّهين شيرازي هم بعارى نبودن هيولى از صورت وعدم انفكاك صورت از هيولى منجر ميشود ؛ چه رسد بدينكه ايندو را مركّب انضمامى بدانيم ويا متّحد عيني وخارجي ، كه در هر تركيبي بايد حدّاقلّ وجود دو جزء قابل تركيب موجود باشد ؛ وگرنه تركيبي تحقّق نخواهد يافت ؛ تا آنرا باعتباري انضمامى فرض كنيم يا اتّحادى عيني ؛ وبالمآل چون هم اجزاء جسم از هيولى وصورت اموريست اعتباري وعقلي وهم تركيب آنها در لحاظ عقل است ونه در خارج ؛ بنابراين ، آنچه در خارج از اعتبارات عقلي موجود ميباشد ، همين جسم مقيّد است وبس ولهذا آخرين سير سلسلهء نزولى كائنات أمرى وخلقي ، بجسم مقيّد ومحدود ؛ آنهم بحدود كمّى وكيفى مىانجامد ؛ واعتقاد بدين حقيقت واضح ومبرهن ؛ كمترين رخنه وخدشه‌اى بقاعدهء : « شيئيّت الشّيئى بصورته لا بمادّته » وارد نميكند ؛ زيرا يكى از مهمّترين مصاديق بارز شيئيّت ، جسم مقيّد بحدود ششگانه ميباشد ؛ ودر اينكه آخرين شيئى متنزّل وفرودين در قوس نزولى جسم است ؛ جاى شبهه وترديدى نيست ، وهمين صورت جسمي مظهر اسم المصوّر در نهايت درجهء نزول وجود است كه صورت ترابى از مصاديق بارزهء آن در شمار مىآيد .