هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ »
ميخواند كه بنظر اين فقير مجوّزى در فهم معنى حقيقي آن در مقام توحيد است ؛ اگرچه خواندن سورههاى ديگر بجاى اخلاص ؛ دليلي بر عدم تأمّل وتحقيق عارفانه در
« قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ »
نبوده ، وبهروجه ، غوص در اين محيط وخوض در اين غامض ، خود عبادتي بزرگ است ؛ كه در مرتبهاى خاصّ از عبادات ديگر برتر بوده واز موجبات تقرّب بخداوند تعالى ميباشد ؛ چون در قوس صعودى موجودات بسوى ذات باريتعالى كه غاية كلّ غايات كمالى وفعليّات محضه است ، مستلزم حركت ذاتي وجوهري استكمالى بوده وتحقّق اين طريق جز بتحقيق در أنواع حركات كمالية ميسّر نيست ؛ ولذا در فصل يازدهم به بررسى وتدقيق در حركتهاى مزبور پرداخته وبرهان هريك را بيان مىكنيم .
[ نكتهاى لطيف وقابل امعاننظر ]
امّا نكتهء لطيف وقابل امعاننظر ؛ اينستكه : هيولى يا مادّة الموادّ ، اگر با صورت قرين نباشد ، ودر هر نحوه تركيب اعمّ از اتّحادى وانضمامى ، بلباسى از جسميّت وشيئى گرديدن ملبّس نگردد ؛ هيچگاه بفعليّت وكمالى در آن نحوه از تركيب نخواهد رسيد ؛ بنابراين ، هرگونه كمال وجسميت وشيئيّت وفعليّتى كه براي آن متصوّر باشد ، از صورت است واين صورت نيز بوسائط مختلف ومتعدّدى ، آنچه را از حيث ارتقاء وجودي وكمالى بمادّه وعنصر يا اسطقّس وهيولى مىبخشد ، از حضرت حقتعالى در مرتبهء ظهور به اسم المصوّر ميگيرد ، ولذا در پستترين مراتب ودرجات وجودي هم ، نميتوان از تأثيرات ايجادى ووجودي أسامي حضرت حقتعالى غافل بود وبا ژرفنگرى عرفانى وشناختى عالمانه وحكيمانه از اين لطيفهء الهى بدور وفارغ مانده وظهور صريح ودقيق حضرت باريتعالى را تحت حكومت اسم مصوّر الصّور در نحوهء تركيب هيولى با صورت نديد ، واينجاست كه بايد با شاعر عارف همندا گرديد :
ديدهاى وأم كنم از تو ، برويت نگرم * زانكه شايستهء ديدار تو ، نَبود نظرم
پس شيئى گرديدن هرچيز ، يعنى نفس تحقّق آن بصورت است ونه بمادّهء شيئى ، وبهمين ملاحظه صورت داراى فعليّت وفاعليّت بوده وتأثيرگزار بر شيئى از حيث تحقّق آن بشيئيّت است ؛ واين فاعليّت تأثيرگزار بسبب ظهور اسم المصوّر الهى است كه جميع كار وكيا وفرّ وبهاى صورت از مصوّر الصّور ميباشد ؛ امّا در خصوص مادّه وهيولى نيز بايد دانست كه هيولى قوّهء صرف بوده وتنها چيزى را كه از هستى دارد همين قوّهء قبول صورت است ؛ ولذا اگر عنصر يا مادّه فاقد همين صرف القوّه بود ، تأثير وفاعليّت صورت