تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
چه مركّب مورد استعمال دارد . گاهى هم مراد از صورت آنچيزى است كه مادّه بوسيلهء آن كمال يافته باشد ، اگرچه از حيث تحقّق وفعليّت نيز متقوّم بدان نباشد ، مانند صحّت از امراض وهرچه بالطّبيعه متحرّك بطرف صحّت است ، كه شيخ الرّئيس آنرا در جملهء « ما يتحرّك إليها بالطّبع » آورده كه دلالت بر غايت دارد ، وغايت نيز صورت كمالى مغيّا مىباشد ، ومراد از تحرّك هم ، مطلق حركت بسوى صحّت از مرض است ونه حركت جوهري ذاتي واستكمالى كه شيخ معتقد بدان نيست ؛ وقسم ديگر از صورت آنستكه در موادّ بسبب صفت حادث گردد وبدين معنى آنرا شكل خاصّ هرچيز هم گفته‌اند ؛ ومنظور ابن سينا از جملهء : « ويقال صورة خاصّة ، لما يحدث في الموادّ الصّناعة من الأشكال وغيرها » اينستكه گاهى صورت غير از صفت عملي در چيزى حاصل مىآيد ، مانند زاويه كه هيأت آن از احاطهء دو خطّ در سطحى بشكل خاصّ ايجاد گردد ، ومعناى ديگر صورت ؛ در نوع وجنس وفصل شيئى تحقّق مىيابد ؛ كه حصول آن در جنس وفصل ونوع به إجمال وتفصيل است ؛ وبالنّتيجه كلّيت كلّ هم ، صورتي در اجزاء آن ميباشد ؛ والبتّه نبايد فراموش كرد كه اطلاق صورت بكلّيت كلّ ، بر سبيل تجوّز بوده وچون قوّهء تصوّر آدمي صورتي را براي هر كلّيتى ملاحظه ومنظور ميكند ؛ ولذا اين تجوّز بر سبيل تشبيه بوده واز باب استعمال لفظ مشتركى در ميان عامّ وخاصّ است ، كه در هيأت ؛ عامّ ودر كلّيت كلّ خاصّ است ، وبالأخره بايد دانستكه صورت بهفت معنى بكار رفته ، كه در هر أسلوبي داراى تعريفى خاصّ ميباشد . با توجّه بدين مقدّمه بايد دانست : هيولى در عالم قوهء صرف واستعداد محض ، هرگز حقيقتي خارجي نخواهد يافت ؛ مگر بصورت ولذا هيچگاه مادّه ومادّة الموادّ از صورتي خاصّ عارى نيست وصورت نيز هرگز در عالم ملك وشهادت منفكّ از هيولى ومادّه نبوده واين حقيقت حاكم بر ايندو موجب تحقّق وفعليّت يافتن أشياء ميباشد ؛ وبهمين ملاحظه شيخ شهيد ، شهاب الدّين سهروردى در حكمة الاشراق ، قائل بجسم مطلق ومقيّد بوده وفصلى به ابطال هيولى وصورت اختصاص داده ، وبا برهاني خاصّ ، بجاى مادّة الموادّ وهيولى ؛ جسم را نخستين مبدء محقّق در عالم ملك وطبيعت دانسته وميگويد : جسم هرگز بدو جزء صورت وهيولى تجزيه نميگردد واگر در عالم طبع ومادّه چيزى هست ؛ از جسم بودن دائمي جدا نمىباشد ، واجزائى بنام مادّه وهيولى ندارد ، تا