اتّحادى بوده وانضمامى نيست ؛ وسيّد المدقّقين - صدر الدين دشتكى - وپس از أو صدر المتألهين شيرازي نيز بهمين نظريّهاند ، در صورتيكه صاحب شوارق - ملّا عبد الرزّاق لاهيجى - مادّه وصورت را در خارج ، موجود بدو وجود ميداند وحكيم سبزوارى هم در حاشيهء خود بر همين مبحث از شرح منظومهء حكمت ؛ بر عيني بودن اتّحاد مادّه وصورت اشكال كرده وميگويد : حيثيّت قوّه يا هيولى با حيثيّت فعليّت صورت متناسب وهمآوا نيست تا اتّحاد آنها عيني وخارجي باشد ؛ وچگونه دو ناهمسنخ بعين خود متّحد ميگردند ؛ آنهم به اتّحاد عيني وخارجي ؟ ! ، زيرا اقتضاء ايندو يكى نيست ، ولذا اتّحاد آنها انضمامى است ونه عيني ؛ ولذا مادّه هميشه با صورت همراه نميباشد ؛ مانند وجود صور بدون هيولى در عالم مثال ، چنانكه سروده است :
إذ صورة بعد الهيولى باقية * وكان قبلها الهيولى الثّانية
يعنى : زيرا صورت پس از عارى شدن وتجرّد از هيولى در عالم مثال باقي است ؛ وپيش از آن نيز هيولاى دوّم بوده ، وبايد دانستكه « كان » در مصراع دوّم از افعال ناقصه نبوده واز افعال تامّه ميباشد ؛ ولذا بمعنى مفادّ كان تامّه بكار رفته كه پيش از اين صورت ؛ متصوّر بصورت ديگرى است ؛ مانند صورت تخت كه پيش از تخت شدن ، بصورت چوب بوده وپس از عراء از صورت تختى ، داراى صورتي مثالي خواهد بود .
ليكن ؛ پس از اين اشكال ، تحقيقا بايد دانستكه ايندو هرگز در عالم عين وخارج ، از يكديگر جدا نميباشند ودر نتيجة لا ينفكّ از يكديگرند ؛ وبالمآل هركس بتحقيق وافى در اين مبحث نيازمند باشد ؛ بايد آنرا در كتاب « حكمتنامهء » « 1 » اين نويسنده ودر همين مورد بمطالعه پردازد .
البتّه بايد دانست كه قول به اتّحادى بودن مادّه وصورت - آنهم به اتّحادى عيني وخارجي - پيش از سيّد سند ، صدر الدّين دشتكى شيرازي متداول نبوده وقائل بتركيب انضامى بين ايندو بودهاند ؛ وتاكنون نيز قول حقّ ؛ بحقّ تحقيق همين است وبس ؛ وميتوان اتّحاد آنها را نظير جنس وفصل منطقي وماهيّت ووجود دانست ، ومتوجّه بود كه در تشبيه ، يكى از وجوه شباهت بين مشبّه ومشبّه به كفايت ميكند ولازم نيست كه در جميع موارد مشابه يكديگر باشند ، وفي المثل هرگاه حسين وعبّاس را بشير بيشهء
هامش
( 1 ) - جلد اوّل صفحه 717 ببعد ، از انتشارات الزّهراء سال 1380 ؛ تأليف غلامحسين رضانژاد « نوشين » .