تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
كه فيلسوف فصيح وبليغ عرب ، در مصراع نخست اين بيت ، سه مسئلهء تلاوت وحفظ وكتاب را بعلت سنخيّت آنها با هم بكار برده است . بارى ، اگر شمول وحيطهء پردامنه وگسترهء قرآن به شخص انساني فرارسد ؛ آن شخص انسان كامل وعالم أكبر است ؛ ودر صورتيكه اين حقيقت تنها عالم خارج وعين ظهورى أسماء الآخر والظّاهر را فراگيرد ، بدون انسان كامل ، آنرا عالم كبير خوانند ، وبقول شاعر :
آنچه در عالَم كبير بوَد * همه شرح كتاب أكبر تُست
بهر صورت ، در قوس نزول ، كه ابتداى آن از مرتبهء هويّت وغيب محض وكنز المصونى است ، وبمرتبهء الوهيّت مطلقه وذاتي وموصوف به أحديّت جمعى واز آن بمرتبهء عيني خارجي يا واحديّت أسمائي وصفاتى حقّ وفيض مقدّس مىانجامد ؛ بطور مجموع در حقيقت قرآن حكيم فرآهم است ، وبراي هر عالم ودر آن عالم براي هر مرتبه از مراتب وجودي أشياء ودر هر مرتبه ، براي هر درجه از درجات كمالى آنها ، حكم وبرنامه‌اى خاصّ موجود است ، كه كمتر كسى از كوردلان عالم حسّ ومادّهء متكاثفه را شأن واستعداد رسيدن بدانست ؛ وارسال رسل وانزال كتب سابقه ، براساس همين موضوع ومعنى است ؛ ولذا هر پيامبرى مأمور برساندن وابلاغ بخشي از مبادى ظهور آيات قرآني براي قوم خود بود وهر سخن راست وكردار صحيح وعقيدهء محكمى در عالم وجود ، حاكى از بخشي ناچيز از كلام اللّه در مرتبهء ظهور در خلق است ؛ تا راهنمايى راستين براي رهبرى بصراط مستقيم الهى باشد ؛ وكوتاه‌سخن اينكه : هيچ رويّهء كمالى وعقلي وفكرى درستى در جميع آفريدگان أمرى وخلقي ، آنهم از مبدء ظهورى خلق تا قيامت كبرى يافت نخواهد شد ، مگر اينكه باطن وحقيقت آن ؛ در قرآن ، بصورت جمعى واجمالي موجود بوده وهمانها نيز در فرقان ومرتبهء تفصيلي كلام اللّه ، مشهود أهل يقين وديد باطن است ؛ ولى هرگز جميع اين مراتب در يك زمان وعصر وبراي گروه وجمعى معيّن از راهيان طريق قرآن آشكارا نخواهد شد ؛ ولذا تا قيام قيامت وهر برهه از أزمنة وهر نقطه‌اى از أمكنه ، رازي از قرآن ورمزى از معناى باطني وكلّى فرقان آشكارا خواهد گرديد ومولوى بلخى ، عارف بزرگوار إيراني ، چه نيكو سروده است :
حرف قرآن را مبين كه ظاهر است * زير ظاهر باطني بس قاهر است
زير آن باطن ، يكى بطن دگر * تا قيامت ميكشد آن بطن ، سر
زير آن بطن دوم ، بطن سوم * كاندر أو گردد ، خردها ، جمله گُم