پيامبر در مرتبهء حفظ وبياد داشتن آيات نازله ، در نفس خود ، گرفتار هراس وترس فراموشى ميگرديد وخداوند تعالى أو را بحفظ آيات بلحاظ اتّصال آنها با حقيقت وحى انزالى ودفعي دلگرم ومؤيّد ميداشت ، چنانكه فرمايد :
إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ
و
« نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ »
و
« ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا بَيانَهُ »
وهمين آيات الهى بخوبى ميرساند كه ترس رسول خدا ( ص ) از نسيان وعدم حفظ برخى از آيات ، در مرتبهء فرقانيّت آنهاست ونه قرآنيّت ، كه بهرحال در مرتبهء حقيقت أخفائى محمّدى ( ص ) وجود داشت .
قرآن بمعناى جمعى وانزالى ودفعىّ النّزول واجماليّت آن ، عالم أكبر وكبير را شامل ومحيط بوده ولذا حقيقت اين كتاب وكلام جمعى الهى بر كلّيه أمكنه وأزمنة وعوالم دهري ومثالي حاكم است وهرگز باندازهء ميلياردها ميليارد از يك ذرّه هبائى عالم كبير را از شمول وسعة واحاطهء خود بيرون نمىگذارد ، ونيز بلحاظ سرايت ذاتي وحكمي محتواى آيات در نفس انسان كامل ، در مراتب حسّ ووهم وخيال وظنّ وتصوّر وعلم وعقل ؛ هيچگاه امكان خروج از حيطهء حاكميّت مطلقهء آن براي كسى موجود نيست ، وطهارت اين حقيقت كلّى در جميع مراتب ، مورد تأكيد خود قرآن وأحاديث وأخبار وارده از نفوس معصومان پاك بوده ولذا حتّى بوجود لفظي وكتبي آن نيز ، نميتوان با نجاست دست وبدون طهارت لمس كرد ، وكريمهء فرقانى :
« لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ »
دليلي صادق بر اثبات مدّعى بوده ، ليكن طهارت در هر مرتبه از لمس ومسّ ظاهر وباطن آن متفاوتست ؛ زيرا اگر طهارت نفساني وعقلي از شوائب أوهام مضلّه وخواطر جسماني وظلمانى نباشد ، بمعناى حقيقي آن دسترسى نخواهيم يافت ؛ واگر برتر از اين طهارت ؛ يعنى فناى كلّى براي سالك مسالك قرآني بهم نرسد ، بحقيقت معارف وعلوم حقّهء الهى آن نخواهيم رسيد ؛ ونيز در مرتبهء فهم جملات وعبارات آيات هم ، اگر بعلوم ظاهري قرآن وفرقانيّت آن مجهّز نگرديم ؛ رسيدن بمراد ومحتواى آن بلحاظ شريعت ميسّر نيست ؛ چه رسد بطريقت حقّه وحقيقت لا يتناهى آن .
از طرفي هم ميتوان گفت كه حقيقت قرآن را دو وجه نزولى است : يكى به عالم أمر وديگرى بعالم خلق ؛ آنچه بعالم أمر تعلّق دارد ، بقول الهى
« كُنْ » *
تحقّق مىيابد وآنچه بخلق مربوط است ، به
« فَيَكُونُ » *
ولذا قرآن در عالم امرى
« كُنْ » *
كلام بوده ودر عالم خلقي
« فَيَكُونُ » *
كتاب ميباشد وبدين اعتبار دو جهت أمرى وخلقي قرآن كه شامل
« كُنْ فَيَكُونُ » *
است در كلام وكتاب اللّه ، مرعى بوده واوّلى يعنى كلام داراى جهت جمعى
و