تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
دفعي وانزالى واجمالي آنست كه بطور مستقيم طبق كريمهء :
« إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ »
بحقيقت أخفائى محمّدى نازل گرديد ، واز حيث فرقى وتنزيلى يا تفصيلي وبتدريج ؛ در طىّ بيست وسه سال ؛ وبوسيلهء جبرئيل بر باطن خفىّ آنحضرت نزول يافت كه ميتوان از اوّلى به « ذكر » واز ثانوي به « ذكر » تعبير نمود ؛ وبهمين لحاظ ميتوان از مرتبهء نزول انزالى وجمعى آن بدون وساطت جبرئيل به « قرآن » تسميه كرد واز مرتبهء نزول تنزيلى وتدريجي آن بوسيلهء روح الأمين ، به « فرقان » يا فرق در ميانهء آيات ومعاني وموارد وخصوصيّات احكام آن نام نهاد ؛ واز حيث ديگر هم ميتوان قرآن را نازل بروح أعظم محمّدى ( ص ) كه أمرى و
« كُنْ »
است ، نسبت داد وفرقان را بهمان نفس نفيس أحمدى ؛ ليكن با عنوان عقل اوّل و
« فَيَكُونُ » *
ولذا صادر نخستين را ميتوان داراى دو حيثيّت الهى دانست : يكى روح أعظم بودن أو وديگرى عقل اوّل بودنش ؛ كه هردو در مرتبهء فاخر وشأن فخيم محمّدى ( ص ) مجموع بوده وحكم روح أعظم نسبت بعقل اوّل ، مانند جنس است نسبت بفصل ؛ يا كلّى عامّ الشّمول بكلّى خاصّ الشّمول ، كه در أصل حقيقت وجودي ، واحد بوده ودر مرتبهء ظهور ونيز باعتبار مفهوم ومعناى هريك مغايرند ؛ چنانكه همين اتّحاد ومغايرت ، في المثل در حقيقت وجود نوعي وانساني زيد وعمرو ، وزينب وفاطمه ، بلحاظ فرديّت از نوع وكلّى واحد كه همان فرد انساني است موجود بوده ؛ وهر شخصي بلحاظ وجود فردى خود ، حامل نوع يا كلّى انساني هم ميباشد ؛ در صورتيكه در مغايرت مفهومي فرد با نوع محلّ ، كمترين ترديدى نيست . بنابراين ، ميتوان كتاب وصورت فرقان را فردى از نوع كلّى كلام دانست ؛ چنانكه كلام انساني را نيز ميتوان در مرتبهء ظهور ، بدو فرد : لفظي وكتبي تقسيم كرد واگر شخصي جمله‌اى بر زبان راند ، از حيث كلام بودن براي آن شخص ، فرقى با كتابت همان جمله ندارد ، وگرنه اقرار لفظي در محاكم قضاء بايد با اقرار كتبي فرق داشته باشد ، واين أمر آنچنان مسلّم است كه لزومى به برهان اثباتى ندارد . اضافه‌تر اينكه ، كلام اللّه قبول تلاوت ونوشتن نميكند ؛ در صورتيكه كتاب اللّه را ميتوان خواند ونوشت ؛ بدانگونه كه كلام در قوّهء حافظه نميگنجد ، ولى كتاب در آن گنجيده ومحفوظ آدمي ميگردد ؛ وقاعدهء سنخيّت بين حافظ ومحفوظ برقرار است ، وبقول أبو العلاء معرّى :
تلا كتاب اللّه من حفظه * من هو بالكأس ملىّ حفي