تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
از جهت ديگر ، حضرت واجب الوجودي كه تا اين حدّ ظاهر است وهيچگاه غائب نبوده ، وحقيقت عقل عقلاء وذكر ذاكران وفكر متفكّران ميباشد ، نه مدلول دليلي واقع ميشود ونه معقول عقلي ونه مورد تصوّرى ؛ وبا اينكه أصل هر تصوّر ودلالت وعقل وفكرى ذات اوست ؛ عين هر صراط مستقيم ونبأ عظيم وذي العظمة والكبريا وفردانى الذّات وتامّ الحقيقة وكلّ الأشياء بوده ؛ واگر بتوان چيزى را در تصوّر آورد كه از هويّت حقّ خارج باشد ؛ هر آينه ذات حقّ را بالذّات ؛ مصداقى براي سلب آنچيز از هويّت أو دانسته‌ايم ، ودر اينصورت معاذ اللّه بايد ذات حقّ را از حيث قوام ؛ متحصّل از حقيقت شيئى ولا حقيقت شيئى بشناسيم ، كه بنحوى از تركيب ، اگرچه برحسب عقل ، مركّب ميگردد ؛ واين معنى با نصّ بسيط الحقيقة بودنش صادق نخواهد بود ؛ وديگر نميتوان ذات واجب الوجود را تمام كلّ شيئى وكمال هر ناقص شناخت ومعنى جبّاريت كه جبران نواقص وناتمام‌ها ميباشد در وجود واجب متحقّق نبوده وبالمآل بگونه‌اى از كفر منجر ميگردد ؛ كه نسبت بحكماء وعقلاء صريح است ونسبت بعوام النّاس خفىّ . بارى ، اگر وجود را بوصف لا بشرط ملاحظه كنيم ؛ آنرا أحديّت جمعى ويا هويّت سارى در كلّ موجودات أمرى وخلقي نامند كه بچونان خودى متعدّد نبوده ويگانهء محض وداراى وحدت ذاتي ومطلق است ؛ وچنين وجودي منيع فيضان هر عيني از أعيان واستعداد آنها ميباشد ؛ وبا اينكه أحد وصف اللّه است ، امّا نه باعتبار تعدّد وصفات وأسماء ، بلكه هيچ اعتباري در آن معتبر نبوده ومراد ، نفى نسبتها وسقوط إضافات از ذات حقتعالى است ؛ وبهمين دليل اين مرتبه را فيض أقدس گفته‌اند ، كه تجلّى در آن برحسب اوّليّت وبطون بوده والبتّه چنين فيضى از باطن ذات ؛ در مرتبهء فيضان نخست ، به أسماء وأعيان ثابت در ذات حقّ تعلّق گرفته وهر عيني برحسب علم وارادهء خداوندى باقتضائى خاصّ خود ؛ در صورت ارتسامى از ذات بذات ، تعيّن مىيابد كه در مرتبهء أحدى در ذات حقّ بوده وخارجيّتى ندارد ، مگر در مرتبهء فيض أقدس الهى كه هر عيني از أعيان ؛ بموجب تجلّيات أسمائي وصفاتى ، از خداوند متعال درخواست تعيّن بخشيدن خارجي وبظهور اسم آخر ، در عالم عين را نموده وچون خدا عادل است ؛ وفي المثل مقتضاى ذاتي آب برودت وآتش حرارت وخاك يبوست وجميع مايعات رطوبت است ؛ برحسب عدالت خود ، مقتضاى هر عيني را بدو داده وهر وجودي از أعيان ثابته كه در ذات الهى درخواستى بر وفق اقتضاء ذاتي خود داشته واستعداد تعيّن در خارج از