تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦

در تخلّق وتحقّق به أسماء اللّه :

هيچيك از أسماء اللّه ، اعمّ از جمالى وجلالي وكمالى يا ذاتي وصفاتى وافعالى ، از وصف حسنى خارج نبوده وجميع أسماء حضرت باريتعالى - جلّت عظمته - از اين وصف برخوردارند ؛ واگرچه در سورهء أعراف نازل است :
وَلِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها وَذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمائِهِ ، سَيُجْزَوْنَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ
هيچ‌گونه دلالت بر تقسيم أسماء اللّه بحسنى وغير حسنى نداشته وبتعبير ديگر نبايد در حسنى بودن جميع أسماء أو - تعالى شأنه الحكيم - كمترين شبهه وترديدى داشت ؛ ليكن بايد دانست كه ظهور آثار واحكام وخواصّ هر اسمى در مظاهر وپديده‌هاى گوناگون ونسبت واقتضاء هر مورد ، با مورد ديگر فرق داشته وحتّى آثار واحكام وخواصّ يك اسم برحسب اقتضاء دو مظهر يا پديده مختلف است ؛ واين اختلاف را اوّلا بايد از حيث گستردگى واحاطهء اسم مزبور بر جميع موارد ظهور در نظر داشت ، وثانيا بلحاظ اقتضاء واستعداد ونحوهء طلب هر مظهر وپديده ، بتنوّع ودگرگونگى آن اسم خاصّ وتفاوت تأثير واحكام ديگر آن مظهر نگريست ؛ بطوريكه حتّى دو مظهر براي ظهور يك اسم در آنها ، ميتوانند نسبت بيكديگر از وصف تضادّ برخوردار باشند والبتّه معلوم است كه ظهور يك اسم در ايندو بملاحظهء ضدّيت آنها در أوصاف ، يكسان نبوده ودر هريك تأثيرى خاصّ آنرا دارد كه در ديگرى نخواهد داشت ؛ وفي المثل تأثير وظهور اسم الهادي در أولياء اللّه بكيفيّتى متناسب با نفس قدّيس آنان است ؛ در حاليكه ظهور آن در صلحاء وعبّاد وأبرار از چگونگى وتأثيرى غير از أثر نهادن در أولياء ميباشد ؛ چه رسد به اشخاص عامّى ويا مجرمان وعصاة ؛ در صورتيكه اسم الهادي يك حقيقت فراگير وگسترده بوده ولى در هريك از آن سه گروه ، داراى تأثير وحكم واقتضايى خاصّ آنها است ؛ چنانكه تأثير وحكم اسم المضلّ نيز در شيطان غير از گناهكاران سابقه‌دار بوده وباز اين تأثير هم در اشخاص خطاكار مختلف ميباشد ؛ بطوريكه أثر خطا در صالحان امّت محمّدى ( ص ) غير از أمم ديگر است وبمصداق : « حسنات الأبرار سيّآت المقرّبين » حكم هر مورد بجز موارد ديگر خواهد بود . اضافه‌تر اينكه حتّى ظهور آثار واحكام يك اسم خاصّ ، در دو حالت وشأن يك شخص هم متفاوت است ، وفي المثل ظهور آثار واحكام وكيفيّت اسم الهادي در يك شخص آمادهء زناى محصنه ، وآنهم با تهيّهء جميع أسباب وشرايط آن ، غير از مورديست كه همين شخص آمادهء زنا ؛ به تقبيل ولمس نامحرمى قناعت كند ويا بصرف نگاه كردن