ميتوان أسماء كماليّهء حضرت حقّ را شامل أسماء جلالي وجمالى دانست ودر تعريف آن بدين دو اسم اعتبار داده وآنها را در شناخت أسماء كمالى مؤثّر دانست ؛ ودر خاتمه بايد متوجّه بود كه برخى از أسماء ذاتي ، هم جماليند وهم جلالي ونيز بعض ديگر از أسماء صفاتى ، كمالى بوده وهمين سخن در مورد أسماء افعالى هم صادق است ؛ زيرا برخى از آنها مانند المقسط ، در عين افعالى بودن ، كمالى هم ميباشد وبالنتيجه تقسيم أسماء اللّه بجلالى وجمالى وكمالى را ميتوان بهترين نوع تقسيمى شمرد كه شامل جميع آنها ميشود وهيچ اسمى را نميتوان يافت كه از قلمرو اين سه وصف بيرون وبركنار باشد .
بارى ، أسماء حسناى الهى كه از جلالي وجمالى وكمالى خالى نيست ؛ بصرف ومجرّد ألفاظ وبدون ربط بمعانى آنها نبوده ، وبهروجه در مقام تعريف وتسميهء مسمّايى خاصّ وشناخت وتوسّل بدو بكار ميروند وبايد متوجّه بود كه از ألفاظ آنها پى بمعنى برد واز معنى به مسمّى واز مسمّى نيز بحقيقت آن رسيد ، وگرنه از تلفّظ وكتابت آنها بهرهاى جز نصيب لساني عائد متذكّر وداعى نخواهد بود ؛ والبتّه بايد أسماء مزبور در كتاب اللّه وزبان رسول أو آمده باشد ؛ چنانكه حضرت رسول أكرم ( ص ) بروايت از مسند أحمد وصحيح أبو حاتم بستى ؛ در مقام دعاء فرموده است : « اللّهمّ إنّى أسألك بكلّ اسم سمّيت به نفسك ، أو علّمته أحدا من خلقك ، أو استأثرت به في علم غيبك » . يعنى خداوندا بهر اسمى كه نفس خود را بدان ناميدهاى ، ويا بيكى از آفريدگان خود تعليم فرمودهاى ، ويا در علم غيب خود بدان اسم اثر نهادهاى ، از تو ميخواهم كه دعاى مرا باجابت مقرون كنى .
اين دعاء مصطفوي ( ص ) چنين ميرساند كه أسماء اللّه تعالى را يا بايد از كاربرد كتاب اللّه ويا آنچه خدا برسول خود تعليم والقاء نموده ويا مستأثرات غيبى گرفت واز استعمال هرگونه اسمى از هر زبانى امتناع كرد ؛ چنانكه خود حضرت حقتعالى با اينهمه أسماء غيرقابل احصاء ولا يتناهى ، آنگاه كه در مرتبهء سوگند به امرى مهمّ واظهار چيزى بسيار بزرگ وپرشكوه برمىآيد ، باسم ربّ قسم ميخورد ، مانند :
« فَلا وَرَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ »
و
فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ
و
« فَوَ رَبِّ السَّماءِ وَالْأَرْضِ »
و
« فَلا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَالْمَغارِبِ »
و
« فَوَ رَبِّكَ لَنَحْشُرَنَّهُمْ وَالشَّياطِينَ »
كه بطور مستقيم بربوبيّت مطلقهء خود سوگند ياد كرده است ؛ ودر أحوال اين مقسوم عليه ربّانى سخنهاى اسرارآميز ولطائف وحقايقى است كه در تفسير كلمهء
« رَبِّ »
در آيهء
« الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ »
مورد بحث
و