با توضيحي جامعتر دربارهء اسم ذات بايد گفت : اگر أسماء داراى حكمي عمومى يا قابل تعلّق بمتقابلات وجامع صفات متبائن ، مانند قدم وتحيّز وتناهى واضداد آنها باشند ؛ آنها را أسماء ذات نامند ، ووجه تسميهء آنها بأسماء ذات اينستكه أسماء مزبور حقايق لازمى براي وجود حقّند ؛ كه بلحاظ اعتبار وجودي ، مستدعى بودن خود بعين ذات أحديّت ميباشند ؛ مانند حيات كه تنها از حيث حىّ بودن وبدون اعتبار تعلّق آن بمظهر وتقيّد بقيدى ، حتّى بقيد عموم تعلّق واطلاق ، حقيقتي لازم براي ذات حقّ است ؛ وگرنه باطلاق خود باقي نخواهد ماند ، وهمين حكم در علم واراده وقدرت وموجوديّت ونوريّت يا ظاهر بودن في نفسه موجود بوده ؛ ولذا أسماء ياد شده از حيث هىهى از ذاتي بوده واز حيث تعلّقات متعدّد ومتعيّن برحسب تعدّد متعلّقات آنها از أسماء صفاتند ؛ وهمين حكم دربارهء وحدت ذاتي چيزى صادق است ، يعنى وحدت بايد عين آنچيز باشد ونه وصف آن ؛ وگرنه از أسماء صفات درشمار بوده ، وصدر الدّين در كتاب « فكوك » خود گويد : اعتبار وحدت از حيث هىهى نه همين مغايرتى با أحديّت ندارد ؛ بلكه عين آن بوده ووحدتي ذاتي درشمار است ؛ امّا اعتبار همين وحدت در حال وصف ونعت بودنش براي واحد ، بوحدت نسبتها وإضافات موسوم بوده واضافهء آن بحضرت حقّ از حيث اسم اللّه ميباشد كه مجمع أسماء وصفات ومشرع وحدت وكثرت معلوم است ؛ سپس بايد متوجّه بود كه يكى از ثمرات أسماء ذاتي اينستكه با قديم قديمند وبا حادث حادث ودر متناهي نيز متناهي بوده ودر متحيّز هم متحيّزند ؛ وبرخلاف أسماء متقابله ميباشند كه از اين خصيصه برخوردار نيستند ؛ وبراي هريك از ايندو اعتبار در أسماء ذاتي ، ميتوان بمواردى در كتاب اللّه وسنّت نبوي ( ص ) دست يافت ؛ چنانكه در خصوص علم حضرت حقتعالى بايد گفت كه خداوند بر جميع أشياء عالم أزلي است ؛ وچنين علمي قديم ميباشد ، ودر مورد حادث نيز بايد بعلم اختبارى حقّ بأشياء حادثه استناد كرد كه طبق كريمهء قرآني :
« وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجاهِدِينَ مِنْكُمْ وَالصَّابِرِينَ »
كه چنين علمي حادث بحدوث امر اختبار است ، ودليل آن اينستكه علم اختبارى پس از ابتلاء مجاهدين ببلاء حاصل مىآيد ؛ در عين اينكه قبل از ابتلاء آنان ببلاء ، از مثبت يا منفى بودن امر مورد اختبار آگاه وعالم بود ؛ وگرنه گرفتار فساد عدم علم حقّ بمورد اختبار خواهيم شد كه از موارد عدمي است ؛ وهيچ امر عدمي در ذات حقتعالى حقيقت ندارد ؛ در صورتيكه همين علم كه در مرتبهء ذات موجود است ، در مرتبهء فعل بحدوث