خواند ، وچنانكه در وضع وتعيين أسماء لفظي براي أشياء واشخاص ، آنهم در مجازيّات ، صلاحيّت ومناسبت لازم است ؛ چگونه هركسى بخود صلاحيّت وضع اسم براي خداوند متعال ميدهد ؟ ؛ ودر اينمعنى فرقى بين أسماء تعيّنى وتعييني باختلاف واضع آنها نخواهد بود ؛ وحتّى اگر خداوند در قرآن مجيد ، بدلالت كرائم مباركه در سورهء واقعه :
« أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ ، أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ »
وسورهء آل عمران :
« مَكَرُوا وَمَكَرَ اللَّهُ ، وَاللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ »
خود را زارع وماكر وحتّى استهزاءكننده معرّفى كرده است ؛ آيا ميتوان حضرت حقتعالى را ماكر ومستهزء وزارع ناميده وأمثال اين سه اسم را در معرفت أو از حيث استهزاء وزرع ومكر بكار برد ؟ .
حقّ اينستكه هيچ كس را چنين حقّى نيست ؛ وبا اينكه حقيقت زرع ومكر واستهزاء در آياتي از قرآن حكيم از اوست ؛ ليكن اين افعال را بصيغهء اسم فاعل نميتوان براي ذات عديم المثال أو وضع واستعمال كرد ؛ وحتّى پيامبران ومعصومان را نيز در اين كار مجوّزى نيامده است ؛ چه رسد به أولياء وأوصياء ديگر ؛ ولذا اگرچه هر فعل ايجادى وابداعى منسوب بحضرت حقّ است ؛ ليكن نميتوان خدا را باسم فاعل آن فعل ناميد ، وفي المثل ايجاد هر فعل واثرى به تبعيّت از وجود ومصدر آنها ، فرع علّت وجودي بوده وبتعبير ديگر هر ايجادى فرع بر وجود است ؛ وچون نفس أشياء را كه علّت ايجادند ، وجودي نباشد ؛ ايجاد نيز كه فرع بر وجود است ، در آنها نخواهد بود ؛ وبالنّتيجه كلّ ايجادات به تبعيّت از أصل وجود از حضرت حقتعالى ميباشد وهيچ فعل وشيئى واثرى از اين أصل بركنار وبدور نمانده واين صلاحيّت در هيچ موجودى از أمر وخلق ومجرّد ومادّى نيست ، وبا التفات بدين معنى كه فاعل جميع أشياء وأمور وآثار ولوازم آنها حضرت باريتعالى است ؛ آيا ميتوان براي هر فعل وايجادى ، اسمى بصيغهء فاعل براي خداوند ساخت وأو را بدان اسم ناميد ؟ ! .
آشكار وحتّى بديهي است كه پاسخ اين پرسش منفى بوده ، وخدا را جز بأسماء حسنايش نميتوان خواند وفرمان أو در كريمهء
وَلِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها ، وَذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمائِهِ سَيُجْزَوْنَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ
دلالتى صريح بر منع از اينكار دارد واز نظر حكومت عقل نيز بايد قائل شد ، كه عالي وأعالي وسافل وأسفل اعمال خبيث وطيّب جز به ارادهء حضرت حقّ واقع ومحقّق نميگردد ؛ در صورتيكه عقل آدمي بوضع اسم فاعل از ايجاد آن خبائث وأمور زشت وشرور وعدميّات ، براي حقتعالى تجويز