فصل هفتم در احصاء أسماء اللّه وتقسيم آنها بحسنى وأعظم بودن
براي حضرت حقتعالى در هر تعيّنى ، باقتضاى شؤون ذاتي خود ، تجلّى وظهورى از غيب الغيوب وكنز المصون بوده وذات أو را باعتبار هر صفتي از صفات أو ، اسمى خاصّ ومتناسب با آن صفت ميباشد ، واز پيش گفته آمد كه اسم در اين مرتبه عين مسمّى است ؛ بنابراين ، ذات حقتعالى را علاوة بر امّهات أسماء ، يعنى اوّل وآخر ، وظاهر وباطن ، كه عبارت از ظهور أو در آخريّت وبطونش در اوّليّت ميباشد ؛ وبهمين لحاظ اين چهار اسم به امام ائمّة الأسماء ناميده شدهاند ؛ هفت اسم ديگر نيز كه عبارتند از : حىّ وعليم ومريد وقادر وسميع وبصير ومتكلّم دارد كه به امام الأسماء موسوم بوده ويكى از أسماء بسيار عظيم الهى ، رحمن است كه خليفة الأسماء در شمار آمده وپس از اللّه از جميع أسماء اللّه پرعظمت وبااهميّتتر ميباشد وبدين جهت اين اسم را به « خليفه الأسماء » ناميدند كه خليفه داراى احكام وشؤون وآثار وأوصاف مستخلفعنه خود است وچون مستخلف عنه حضرت اللّه ودر مرتبهء الوهيّت مطلقه باشد ؛ جميع شؤون آن را نيز بخليفهء خود خواهد بخشيد ، ولذا بجز رحمن كه داراى منصب خلافت مطلقه از اللّه است ، أسماء ديگر أو كه رحمن هم داخل آنهاست ، تا نود ونه اسم ، موصوف بوصف حسنى بوده وفي الحقيقة رحمان علاوة بر خليفة الأسماء بودن در أسماء حسنى نيز داخل است ؛ ولذا رحمت انتشارى وسريانى آن ، موجب انبساط نفس وجودي وشمول آن بر كلّ وجزء وكلّى وجزئي ماهيّات ممكنه ميباشد وهيچچيز در حوزهء وجود ومنطقهء ظهور ، در خارج از ذات باريتعالى موجود نخواهد شد ، مگر بهمين نفس الرّحمان كه بگاه خروج از