موجودات ديگر واقع شود ، واگر با پيوستن بواو آخر هو منظور گردد ، نفس ضمير منفصل براي سوّم شخص غائب استعمال شده است ؛ در حاليكه هيچيك از اين موارد در اسم اللّه حقيقت نداشته ودر اختصاص آن به ذات الوهى در مرتبهء استجماع أسماء وصفات وى شبهه وترديدى نيست . ديگر اينكه اگر كافر يا مشركي در مقام تسليم واسلام آوردن وتوبه وغيره بگويد : « لا هو الّا هو » ويا « لا هو الّا هو » اسلام نياورده وحتما بايد تسليم واسلام خود را با اسم اللّه بيان كرده ولا إله الّا اللّه بگويد ؛ زيرا كلمهء هو اسم اشاره بغائب است وممكن است در خاطر ونفس ويا باطن خود ، بمعبود خويش كه بتي باشد اشاره كرده ومرادش از هو همان بت باشد ؛ وحال اينكه در اسم اللّه چنين اشكالى محقّق نبوده وتسليم واسلام آوردن آن كافر يا مشرك خدشهاى نداشته وصحيح است ؛ چنانكه در قرآن حكيم نيز نازل است :
« فَاعْلَمْ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ »
كه حتّى با آمدن ضمير ه ، بدو توضيح لا إله والّا اللّه ، مراد از ضمير ه را تصريح كرده است ، وبالمآل در اينكه اسم أعظم الهى همين اللّه است ، محلّ كوچكترين اشكال وترديدى نيست ؛ بطوريكه حتّى فلاح ورستگارى آدميان ، اعمّ از مؤمنان وكفّار بكاربرد اين اسم عظيم أعظم مربوط بوده ، فرمايد : قولوا لا إله الا الله تفلحوا ونيز از حضرت امام سجّاد ، زين العابدين - عليه آلاف التّحية والسّلام من اللّه وأوليائه الرّاكعين والسّاجدين - منقول است كه : اسم أعظم را از خداى خود خواستار شدم ؛ تا هرگاه در شدّت وسختى أو را بدان اسم بخوانم ، دعوتم را به أجابت مقرون فرمايد ؛ پس حضرت حقّ در رؤيا بمن گفت بگو : « اللّهمّ إنّى أسألك باسمك اللّه اللّه اللّه ، الّذى لا إله الّا هو ، ربّ العرش العظيم » وسپس آنحضرت فرمود : هرگز خداى را باسم اللّه نخواندم ؛ مگر اينكه برستگارى نائل شدم .
برخى هم اسم أعظم واشرف الهى را « الحىّ القيّوم » دانسته ودلائلى بر صحّت نظريّهء خود آورده وميگويند : از ابىّ بن كعب روايت شده است كه أو از حضرت رسول أكرم ( ص ) اسم أعظم را پرسيد ؛ وآن حضرت در پاسخ به ابتداى آية الكرسي اشاره كرده وفرموده است :
« اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ » *
ودو اسم أخير را دليل بر عظمت مسمّاى آنها معرّفى كرد ؛ وجمعى ديگر نيز دو اسم ذو الجلال والإكرام را أعظم أسماء اللّه شناختهاند ، بدين دليل كه ايندو اسم بر جميع صفات معتبر الهى دلالت دارند ؛ واز علي عليه السّلام نيز مروى است كه در موقع دعا ميگفت : « يا
كهيعص »
ويا
« عسق »
وسعيد بن