شناخت اسم أعظم ، اختصاص بخواصّ دارد ؛ وعرفاء قلمرو آنرا بر جانب مغرب يا محلّ اسرار دانند ، وگفتهاند كه اگر اسم أعظم بر جانب مشرق مىبود ، بر خاصّ وعام ظاهر ميشد ، وموجب فساد ميگرديد ؛ وچون اسم أعظم شامل جميع أسماء اللّه ميباشد ، آنرا اسم جامع الهى نيز نامند ؛ واز سوى ديگر بايد دانست كه أسماء اللّه در ظهور متعدّدند ؛ ليكن از همين حيث اسم بودن ، نه متّصف بوحدتند ونه بكثرت ؛ وماهيّات كلّيه همان أعيان ثابتهاند كه صور أسماء اللّه بوده ودر حضرت علم حقّند ، واگر بوجود خارجي ظاهر گردند ، ماهيّاتى جزئي خواهند بود ؛ ونكتهء ديگر اينكه عرفاء در لوح وجود هر فرد وشخصي ، اسمى از أسماء اللّه را ميخوانند وهر موجودى را مظهر اسمى خاصّ دانسته وعقيدة دارند كه هر اسمى از أسماء اللّه ، بذات خود جامع كلّ أسماء بوده وهر فردى نيز از همين جامعيّت برخوردار ميباشد وانسان كامل جامع جميع أسماء الهى است كه در مرتبهء روح بنحو اجمال ودر مرتبهء قلب كه اسم أعظم است بطور تفصيلي بوده ، وعقل اوّل ونفس كلّيه دو كتاب الهى ميباشند ؛ ولذا انسان كامل صورت امّ الكتاب حضرت علميّه است كه از آن بعقل اوّل هم تعبير شده واز جهت ديگر بايد متوجّه بود كه أسماء بلحاظ ظهور وتعيّن حضرت حقّ بصفات ، متعدّدند ، وگرنه از حيث ذات واحد بوده وامام ائمّهء أسماء نيز اسم جامع كلّ معاني همهء أسماء اللّه ميباشد ؛ وبدليل همين جامعيّت أسمائي است كه انسان خليفة اللّه وشامل حقايق الهى وكونى در ظاهر ومظهر وفاعل وقابل بوده وبقول حضرت سيّد نعمت اللّه ولىّ :
مظهر اسم أعظم است ، آدم * كه خليفه است بر همه عالم
برزخي در ميان عالَم وحقّ * جامع اين وآن بوَد ، فَافهَم
بارى ، جمعى از متكلّمانرا عقيدة بر اينستكه اسم أعظم الهى ، معلوم ومعيّن نيست وهر اسمى از أسماء اللّه براي عابد وعبد متألّه ، در مقام استغراق در معبود وربّ خاصّ خويش ، وبا قطع تعلّق وبريدن پيوند وربط از ما سوى اللّه ؛ همان اسم براي أو أعظم أسماء الهى است ؛ وصدر حكماى متألّه ، ملّاصدرا در شرح نفيس خود بر أصول كافى كلينى - كتاب عقل وجهل ودر باب شرف أسماء - ميفرمايد : صفات « 1 » خداوند تعالى ،
هامش
( 1 ) - حكمتنامه ، جلد اوّل ، تأليف غلامحسين رضانژاد « نوشين » از انتشارات الزّهراء سال 1380 شمسي .