بجز انسان از مظهريّت اسمى بهرهور بوده وتنها انسان جامع كلّ أسماء اللّه ميباشد وكريمهء :
« وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها »
دليلي بر اين معنى است ، ومراد از اين تعليم الهى ، تركيب فطرت آدمي از كلّ أسماء جمالى وجلالي حضرت حقتعالى است ؛ كه بفرض تحقّق آنها در شخص ؛ مظهر اسم عظيم أعظم خواهد بود ؛ وچون برخى از أهل معرفت ، بسم اللّه الرّحمن الرّحيم را نزديكتر به اسم أعظم دانستهاند ؛ در اثبات نظريّهء خود بخبري از معصوم استناد كردهاند كه آن خبر اينست : « انّ البسملة أقرب إلى الاسم الأعظم ، من سواد العين إلى بياضها » يعنى بسملة به اسم أعظم الهى نزديكتر از سياهى چشم به سفيدى آنست ؛ ودر برخى از أحاديث ، اللّه را همان اسم أعظم معرفى كردهاند ؛ ودر كتاب توحيد شيخ صدوق آمده است : مردى از أمير المؤمنين علي عليه السّلام از معناى آيهء
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ *
، پرسيد ؛ آنحضرت فرمود : « اللّه أعظم اسم من أسماء اللّه عزّ وجلّ ، وهو الّذى لا ينبغي أن يسمّى به غير اللّه ويتسمّ به » ليكن شيخ صدوق خبري ديگر از علي عليه السّلام نقل ميكند كه شبى پيش از بدر كامل ماه در آسمان ، حضرت خضر را در رؤيا ديده وبدو گفتم : چيزى بمن تعليم كن تا بسبب آن بر دشمنان پيروز گردم ؛ پس خضر ذكر : « يا هو ، يا من هو ، يا من لا هو الّا هو » را بمن تعليم كرد وچون صبح آنشب ، رؤياي خود را براي رسول اللّه ( ص ) گفتم ؛ آنحضرت بمن فرمود : « يا علي علّمت الاسم الأعظم » . حضرت سيّد عاليقدر ونسل شايسته از أصل دودمان ولايت ، نعمة اللّه ولى كرمانى در تعريف اسم أعظم در رسالهء اصطلاحات خود سروده است :
اسم أعظم ، جامع اسما بوَد * صورت أو ، معنى اشيا بود
اسم دريا و ، تعيّن موج أو * وين كسى داند ، كه أو از ما بود
توضيح اينكه اگر اسم أعظم را بقولي اللّه دانيم ، ونه هو ، مراد ظهور الوهيّت بنحو اطلاق واستجماع أسماء وصفات حقتعالى است كه از غيب هويّت محضه پديدار ميگردد وبتعبير ديگر تجلّاى هويّت حقّ است ؛ واگر خود هويّت را اسم أعظم شناسيم ، مراد باطن الوهيّت مطلقه ميباشد ؛ كه هيچ اسمى در آن مرتبه معتبر وملحوظ نيست ؛ وبهمين دليل كمترين تفاوت واختلافى در بين ايندو اسم أعظم ملاحظه نميشود ؛ چنانكه علي ( ع ) در جنگ صفّين بذكر آن پرداخت وبر جميع أعداء پيروز ومنصور گرديد ، وچون عمّار ياسر ديد كه لبهاى أمير مؤمنان بذكرى مترنّم است ؛ از آنحضرت پرسيد : « يا