فصل ششم در حدوث أسماء واسم أعظم
اسم نهتنها از حيث وضع لفظي حادث بوده وقديم نيست ؛ زيرا پيش از وضع اسم براي مسمّى ، نه اسم موضوعي موجود بود ونه دلالت بر مسمّايى ، همچنان أسماء اللّه نيز موجود قديم نبوده وطبق خبر منقول از حضرت أبى عبد اللّه ( ع ) در كتاب كافى كلينى :
خداوند متعال اسم را بحروفى بيصدا وبلفظي بدون واقع شدن در نطق وشخصي بدون داشتن جسد وبتشبيهى بجز موصوف بودن وبرنگى غير رنگهاى خلقي وبصبغهاى الهى آفريد وآنرا از أقطار وحدود وحسّ هر متوهّمى دور ومحجوب وبركنار داشته وآنرا كلمهاى تمام آفريد كه بأهم داراى چهار جزء بوده ويكى از اجزاء مزبور پيش از ديگرى قرار نداشت ، واز اين اسم كه كلمهاى تمام وكامل بود ، بسبب حاجت وفقر خلق بدانها ، سه اسم ديگر آفريد ، ويكى از اين سه اسم كه مكنون ومخزون ميباشد ، از خلق پوشيده ماند وخداوند متعال براي هر اسمى از أسماء اربعهء مزبور كه بظهور رسانيد ؛ چهار ركن مسخّر نمود كه جمعا دوازده ركن گرديد ؛ آنگاه براي هر ركنى نيز سى اسم فعل آفريد كه منسوب بدانها شد وآن أسماء بجز اللّه عبارتند از : رحمن ورحيم وملك وقدّوس وخالق وبارئ ومصوّر وحىّ وقيّوم ولا تأخذه السّنة ولا نوم وعليم وخبير وسميع وبصير وحكيم وعزيز وجبّار ومتكبّر وعلىّ وعظيم ومقتدر وقادر وسلام ومؤمن ومهيمن ومنشئى وبديع ورفيع وجليل وكريم ورزّاق ومحيى ومميت وباعث ووارث ؛ پس اين أسماء وآنچه بأسماء حسنى معروفند بسيصد وشصت اسم تمام