حيثيّتى خاصّ خود برخوردار خواهند بود .
نكتهاى مهمّ در اسم أعظم وظهور آن در مظاهر :
اسم اللّه در باور بيشترين علماء بأسماء اللّه وعرفاى شامخ ، ومتألّهان گرانقدر اسلامى ، أعظم أسماء الهى است وچون جامع كلّ أسماء باريتعالى بوده ومفيد معناى الوهيّت است ؛ بنابراين ، هيچ اسمى از حيث جامعيّت ، برتر وكارآمدتر از اسم اللّه ، براي ذكر نيست ، زيرا اين اسم دليل بر ذات جامع صفات وأسماء الوهى ، آنهم از حيثيّتى است كه نه جز ذات باريتعالى بر هيچچيز ديگرى اطلاق ميگردد ، ونه هيچ شيئى واسم وصفت وفعلى از شمول ودايرهء وسيع وأوسع آن خارج است ؛ ولذا اسم اللّه خاصّ جامعيّت وأجمع بودن حضرت حقّ بوده وهرگز نه بر وجه حقيقت ونه مجاز ، بر هيچ موجودى نهاده نشده ومسمّى وموسومى بجز حضرت باريتعالى نخواهد داشت ؛ در صورتيكه أسماء ديگر أو از اين خصيصهء جمع الجمعي برخوردار نبوده وفي المثل سميع وبصير را جز بر ذات حقّ ، بر هر سميع وبصير ديگر هم از باب وضع مجازى ميتوان گفت ، اگرچه وضع اينگونه أسماء بر غير اللّه نيز از اطلاقى حقيقي برخوردار نبوده وكاربرد آنچنانى براي مسمّاى خود - جز اللّه - نخواهد داشت ؛ واز حدّ وضع علامت ودلالت مجازى بر موسوم ومدلول خود فراتر نيست ، وبهتر اينستكه اينگونه أوضاع اسمى را از باب تيمّن وتبرّك به اسم يا صفت اللّه بدانيم وآنهم بر وجه مجاز ونه حقيقت ؛ وگرنه اگر شرك نباشد ، از گونهاى كفر جلّى يا خفىّ هم خالى نيست .
امّا نكتهء مورد ملاحظه در اسم أعظم ؛ اعمّ از اينكه اين اسم را اللّه بدانيم يا أسماء ديگر از أسامي حسنى ؛ اينستكه : چون جميع أسماء الهى از حقيقي وإضافي وذات الإضافة وغيره ، در تحليل نهايى وغايى عين ذات حضرت حقّند ؛ ولذا هريك از أسماء مزبور را ربطى به أعظم بودن است ؛ وبدانگونه كه حضرت صادق عليه السّلام ، اسم أعظم خاصّ آنمرد سائل را در اسم علّام الغيوب ويا عليم بدو آموخت ، هر اسمى از أسماء اللّه بوجهي از همين سيرت وسان وعزّ وشان برخوردار بوده وهريك از أسامي أو بلحاظ وشأن وخصيصهاى متناسب ومقتضى ؛ عين اسم أعظم بوده ؛ وبراي سائل وداعى ، كار تأثيربخشى اسم أعظم وجامع اللّه را ميكند ؛ وبعبارت ديگر در عين اينكه بقول جمعى از أهل معرفت ، اللّه اسم أعظم است ؛ جميع أسماء اللّه وهريك نيز بنوبهء خود اسم اعظمند ، اگرچه ظهور آنها در مظاهر ومجالي گوناگون بوده وداراى نحوهء تأثيربخشى وظهورى