التّحية والثّناء من الصّامت والنّاطق - اسم أعظم حقتعالى را پرسيد . آنحضرت بدو فرمود :
لخت شو وداخل آب اين حوض برو وغسل كن ، وآن شخص چنين كرد ، وچون فصل زمستان بود وآب آن حوض بسيار سرد ، آن شخص طاقت نياورد وخواست بزودى بيرون آيد ، ليكن از هر طرف قصد بيرون آمدن كرد ، حضرت صادق ( ع ) به أصحاب خود دستور داد تا أو را در آب حوض افكنند ؛ وچون آنمرد فهميد كه حاضران قصد جان أو را دارند ، روى دل را بحضرت حقتعالى كرد وگفت خداوندا تو ميدانى كه من اسم أعظم ترا پرسيدم ولى اين جماعت قصد كشتن مرا دارند ؛ اى علّام الغيوب تو بداد من برس ؛ در اينحال بدون درنگ آنحضرت دستور داد تا آن مرد را از حوض بيرون كشيده وخشك كردند وجامهاش را بر أو پوشانيدند . آنگاه بدو فرمود ، اسم أعظم تو همان علّام الغيوب است كه با وجود تو انطباق دارد وترا از اين مهلكه نجات داد .
بنابراين ، هر مظهرى از مظاهر أسمائي حضرت باريتعالى را اسم اعظمى در حدّ وشأن وجودي ومرتبهء كمالى اوست كه با اسم أعظم ديگرى متفاوت بوده ، وحتّى دو يا چند مظهر همسان را براي يك اسم أعظم ، بلحاظ
« كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ »
از همان يك اسم آثاري گوناگون ومختلف بوده وچون ذات حقتعالى در هر آنى بشأنى خاصّ متشأّن ميباشد ؛ اگر صدها وهزاران ميليارد مظهر يكنواخت براي يك اسم از أسماء اللّه باشد ؛ برحسب اختلاف وتفاوت در خصوصيّات جزئي ناهمسان آن مظاهر واحده از يكسو ونيز بلحاظ تفاوت وتغاير شؤون اسمايى وصفاتى حضرت حقّ وگسترهء دايرهء هريك از آنها از سويى ديگر ، اسم اعظمى متناسب با خصايص وجودي هريك ، با ديگرى متفاوت وغيريكسان بوده وحتّى هر ذرّهاى از ذرّات عالم وجود را اسمى شايسته ومتناسب با حدّ وجود وكمالات آن ذرّه ميباشد ، همچنانكه هر موجودى بلحاظ قرب وبعد بشؤون ذاتي وأسمائي وصفاتى وافعالى حقتعالى ، گاهى بمظهريّت چند اسم نيز نائل آمده وهمانند أنبياء ورسل وأوصياء وأولياء اللّه ، امّا نه در مرتبه وشأن هريك ، وبويژگى متمايز وخصيصهاى متناسب ومقتضى با وجود وقرب وبعد خود ، مجالي ومظاهرى در پيكرهاى واحد براي أسماء وصفات حقّ ميگردند كه ديگرى نيز با داشتن امتيازات وخصايصى ديگر ، بمظهريّتى واحد براي أسماء متعدّد وصفات مختلف ميرسد وبتحليل نهايى وتعبيرى بهتر هيچ دو موجودى در عالم وجود ؛ از حيث مظهريّت ، حتّى با داشتن ويژگيها وأوصاف واحد ، يكسان ويكنواخت نبوده وهريك از