ابن أبي جمهور احسائى در تأليف منيف واثر لطيف خود بنام « مجلى » يا « مسلك الأفهام والنّور المنجى من الظّلام » در معنى بسملة گويد : بدانكه باء همان مرتبهء نخستين از عالم است كه از آن بعقل اوّل تعبير گرديده وسين آن مرتبهء دوّمين يا نفس كلّيه ميباشد كه همان لوح محفوظ وكتاب مبين است ؛ وميم بسملة در مرتبهء سوّمين يا طبيعت كلّى بوده وبرخى از عرفاء كه در مقام تطبيق بين عالم ومراتب كلّى وبسملة برآمدهاند ؛ عقل اوّل را بمثابهء باء بسملة قرار داده وآنرا عالم جبروت ناميدهاند ؛ ونفس كلّيه را همانند ودر مرتبهء سين بسملة نهاده وبعالم ملكوت موسوم نمودهاند ؛ وطبيعت كلّى را نيز در قبال ميم آن قرار داده وبعالم ملك يا شهادت نامگزارى كردهاند وشيخ أكبر - محيى المعرفة والدّين - در « فتوحات مكّيهء » خود بدين معنى اشاره كرده وگويد :
باء از حيث شكل ونقطه وحركت آن ؛ بر سه عالم همانند ومنطبق است : يعنى شكل باء ملكوت ونقطهء آن جبروت وحركت باء عالم ملك وشهادت بوده والف محذوف در بسملة - مراد الف اسم است - عين حقيقتي ميباشد كه كلّ عوالم قائم بدان بوده ورحمت بوجود نقطهء تحت الباء از آن در احتجاب است وجمع هرسه اسم اللّه ورحمان ورحيم ، اشارتى است بعوالم جبروت وملكوت وطبيعت كلّيه يا ملك وشهادت ؛ زيرا اللّه بمنزلهء عالم جبروت ولفظ رحيم عالم ملك واسم رحمان اشاره بمبدئيّت امتنانى است كه همان ايجاد از عدم واظهار از خفاء وانشاء بحكم اختراع وابداع ميباشد ؛ بدين دليل كه كلّ وجود از اسم رحمان وتجلّيات آن بصور مظاهر مختلفه وفيضان حضرت حقّ از طريق اسم مذكور در مجالي متنوّع آن ميباشد ؛ كه عرفاء شامخ از آن بنفس رحماني تعبير كردهاند ، ولفظ رحيم وآثار آن اشارتيست برحمت منتهائى يا فناى وجود عارضى ومقيّد ومحدود در وجود حقيقي ابدى ودائمي ، وبالأخره بايد دانست كه بسملة جامع كلّ مراتب أعلى وأدناى عوالم وجودي است .
نظريّهء ملّاصدرا وبرخى از معاريف در بسملة :
صدر المتألّهين در پيرامون بسملة گويد : در اين آية بحثهايى لفظي است كه برخى از آنها متعلّق بنقوش حروف وهيأت كتبي وصور ألفاظ وصفات سمعي آن ميباشد ؛ كه خوانندگان وحافظان كتاب اللّه ، غايت كوشش خود را در شناختن تجويد وكتابت وأموري از اين مقولة بكار بردهاند ؛ وبرخى از بحثهاى ديگر بسملة مربوط به أحوال ابنيه واشتقاقات وأحوال إعراب وبناء كلمات ميباشد ، وبعض ديگر متعلق بمعرفت لغات مفرد ومركّب است كه جميع اينها پايينتر از