تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
نيز صورت وجود باطن عالم ؛ براي مطلق واجب بالذّات بوده ؛ ونخستين موجودى كه وجود مطلق در اصطلاح عرفاء ، بدان اضافه گرديد ، عقل اوّل وروح أعظم بود كه همانند باء است نسبت به الف وبموجود اوّل وتعيّن نخست ناميده شد وواسطهء تكوين ورابطهء تعلّق وجود از ذات واجب بممكن گرديد ونقطهء واقع در زير باء عبارت از صورت ممكن وتعيّن ونيز عين آن بوده ، وبعلّت اينكه موجب تمايز از غير ومركز تعيّن ميباشد ، آنرا بزبان شرع نقطه نامند وبدانگونه كه باء بوجود نقطه تعيّن مىيابد واز الف متمايز ميشود ؛ وجود مضاف نيز بذات ممكن تعيّن يافته واز وجود مطلق متمايز ميگردد ، ومراد از الف هم حضرت أحديّت مطلقه‌ايست كه عبارت از انتفاء تعدّد صفات وأسماء ونسبتها وتعيّنات از حضرت ذات مطلقه ، پس از اعتبار آنها در علم است ، وحضرت واحديّتى كه همان اعتبار ذات از حيث پديد آمدن أسماء وصفات است بباء بوده واين واحديّت بتعيّنات متكثّر ظهور ميكند وبنقطهء ربوبيّت هم كه عبارت از ذات حقّ از حيث صدور افعال وكمالات است ؛ موجودات ومخلوقات در خارج بوجود آمده والبتّه اين مرتبه بعد از تعيّن موجودات در علم الهى است ، وبالآخرة بايد دانستكه جميع إشارات گذشته بحرف باء وحروف ومظاهر ديگر كنايه‌ايست از ظهور حقّ بصورت خلق در عالم عماء كه همان تعيّن اوّل ومرتبهء دوّم در وجود است كه بعضي آنرا خفاء وكمون در حضرت ذات وأحديّت دانند ؛ امّا قول نخست قويتر ونزديكتر بحقّ بوده وسبب آن مضمون حديثي است نبوي كه كسى مكان ربّ را از آنحضرت ، قبل از آفرينش خلق پرسيد ؛ در پاسخ فرمود : « كان في عماء » چنانكه ابن ماجة در سنن خود به إسناد از أبو رزين عقيلى نقل ميكند كه نامبرده از رسول خدا ( ص ) پرسيد : « أين كان ربّنا قبل أن يخلق الخلق ؟ » ؛ قال : « كان في عماء ، ما تحته هواء وما فوقه هواء ، وما ثمّ خلق ، عرشه على الماء » وهمين حديث را ابن حنبل نيز در مسند خود آورده است . امّا عماء عبارت از برزخي بين دو مرتبهء عالي ودانى بوده وبرخى نيز آن را از وجهي به أحديّت واز وجه ديگر بواحديّت هم تعبير كرده‌اند ؛ وآنچنانكه عماء مقام جمعى است ، غماء را مرتبهء تفصيلي دانند ؛ وابن أبي جمهور أحسايى در تأليف لطيف خود معروف به « مجلى » عماء را همان مرتبهء أحديّت دانسته است كه صفات وأسماء وافعال را در آن مرتبه لزومى نبوده وعقل از وصول بدان قاصر ميباشد ؛ وچون از اين مرتبه بواحديّت تنزّل كند ، أسماء وصفات وأفعال ظاهر شده وتميز ومعرفتي بدان حاصل ميگردد وبظهور مسمّى منتهى