تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
ميشود .

حرف باء وتعيّن اوّل :

براي تعيّن نخست كه در برابر وبإزاء حرف باء واقع است ؛ برحسب هر كمالى در ذات آن ويا هر موجود ديگرى كه از آن صادر ميگردد ، اسم مناسبى با كمال موجود مزبور وجود دارد ؛ وباء هم يكى از أسماء آن ميباشد ، وحكمت اين امر را بايد در خليفة اللّه بودن تعيّن ياد شده دانست وبرخليفه واجب است كه با مستخلف عنه خود مناسبتى از حيث صورت ومعنى داشته باشد ، وچون حضرت حقتعالى را أسماء وصفاتى بسيار برحسب هر كمالى است ؛ پس واجب خواهد بود كه خليفه را نيز چنان أسماء وصفاتى باشد ، وأسماء در دو صورت ظاهر ومظهر از حيث جزئي بودن نامتناهى ميباشند ؛ ليكن از نظر كلّى بودن بدانگونه كه در شرع آمده نسبت بحضرت حقّ ، عبارتند از : عليم وقدير ومريد ومتكلّم وغيره تا نود ونه اسم ، ولى خليفه را برحسب كلّى ، برزخ جامع وعماء وتعيّن اوّل وحقيقة الحقايق وأسامي ديگرى از همين قبيل نامند ؛ كه بنحو اختصار عبارتند از : برزخ جامع بين خلق وخالق يا حقّ ، وظاهر وباطن ووجوب وامكان ؛ كه همان انسان كبير است ؛ وبزعم برخى از حكماء بروح أعظم نيز ناميده شده ، ووجه جامعيّت خليفه اينستكه : داراى وجهي بحقّ ووجهي بخلق بوده وفيض را برحسب استعداد خود از حقّ گرفته وبما دون ومتنزّل از خود ، يعنى بممكنات ميدهد وبا أخذ وحى والهام از خداوند متعال ، مفادّ مضمون آنرا بخلق ميرساند ، ووجه تسميهء آن به برزخ جامع همين است كه حدّ فاصل بين دو چيز يا دو عالم بوده واز هريك نصيب وبهره‌اى شامل دارد ، ودر حقيقت مصداق كريمهء
« مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ ، بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ »
ونيز آيهء
وَمِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ
ميباشد ؛ والبتّه برزخ يا مبتدايى ويا منتهايى است ويا بين ايندو واقع بوده وهريك از ويژگى وخصوصيّتى برخوردارند . يكى ديگر از عناوين خليفه ، اتّصاف آن به أعظم بودن است ، بدين معنى كه خلافت أو از حقّ بوده وبحوائج بندگان در دو عالم صورت ومعنى قيام كرده ومصداق حقيقي
« إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً »
و
« يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ ، فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ »
ميباشد ؛ واين خلافت به نسبت انسان صغير وكبير ، بخلافت كبرى وصغرى ، موسوم بوده ، وبهرحال حجّت الهى ميباشد . يكى ديگر از أسماء تعيّن اوّل ، حقيقة الحقايق است واين عنوان از حيث رجوع كلّ حقائق وصدور آنها از حضرت أو