تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
افعال ذات حقتعالى دانسته وعدّه‌اى هم كلمهء بسم را اشاره بمرتبهء اللّه ورحمان ورحيم دانند ؛ وگروهى نيز باء بسملة را ببدايت وجود وسين بمرتبهء وسط آن وميم را منتهاى عالم وجودي تعبير كرده‌اند ، وبهروجه چه در اين عقايد مصيب باشند وچه مخطى ؛ إشارات آنان حاكى از شرافت حروف بسملة بوده وهر حرفى از آن رمزى آشكارا يا نهان بمرتبه‌اى از مراتب وجودي وظهور حضرت حقتعالى ميباشد . امّا گروهى نيز عقيدة دارند كه كلمهء بسم وسه اسم اللّه ورحمن ورحيم ، اشارتى است به كريمهء :
الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَالْأَرْضَ وَما بَيْنَهُما فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ *
و
« إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ » *
بنابر اينكه هر حرفى از بسم وهر كلمه‌اى از اللّه ورحمان ورحيم را يك روز از ايّام ششگانه بدانيم ؛ بدين ترتيب كه صرف الوجود يا ذات خداوندى را روز اوّل فرض كنيم وحضرت واحديّت را دوّم ومرتبهء أرواح مجرّد ، يا جبروت را سوّم ، وعالم نفوس ومثال وملكوت را روز چهارم ومرتبهء شهادت وملك وناسوت را در روز پنجم وعالم انسان كامل يا كون جامع را در ششم آن ونيز هريك از اين عوالم ومراتب را مشتمل بر ابتداء ووسط وخاتمه دانيم ، تا در مجموع هجده گرديده وبا ملاحظه الف كه مقوّم جميع عوالم وجودي است نوزده شود وبا كلّ حروف نوزده‌گانهء بسم اللّه الرّحمن الرّحيم برابر افتد والبتّه اگرچه اين محقّقان در تطبيق عوالم مزبور با بسملة بسيار كوشيده وسخنانى دور از تحقيق وخالى از مباني برهاني نگفته‌اند ؛ ليكن دليلي هم بر جازميّت وقطعيّت عقائد آنان در دست نيست ؛ ودر خصوص آن بزرگواران بايد گفت : « سعيهم مشكور وتحقيقاتهم عند اللّه مأجور » . بويژه سيّد حكيم وعلّامهء كبير وعارف جليل القدر ، مرحوم عصّار - سيّد محمّد كاظم - تهرانى لواسانى - عظّم اللّه تشريفه - كه در جمع‌آورى وتفكّر مباحث بسملة سعيى وافى مبذول داشته است . بنابراين ؛ خفض وانكسار ، لازم وجودي باء بوده واين لزوم نيز از فاعل وجود است ؛ زيرا صورت - ب - از الف است ؛ ليكن در مرتبه‌اى ديگر كه نقطهء حقيقت عبوديّت بر آن طارئ شده وبدين نقطه از الف متمايز گشت وشكل آن از ارتفاع واستقامت ، بكسر وخفض مبدّل گرديد ، ولذا لزوم منكسر وخفض بودنش ، بسبب نقطه‌اى است كه اضافهء وجود را بدان معلوم كرده وانفعال از خصايص آن ميباشد . باء باتّفاق محقّقان ، صورت وجود ظاهر ومتعيّن مضاف وممكن است ؛ چنانكه الف
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 248 | غلامحسين رضانژاد