بايد در جميع بسملهها در آغاز هر سورهاى بنحو خاصّ آن سوره در نظر داشته ومنطبق با آن تفسير كرد ، واين معاصر از پدر خود نقل كرده است كه أو از برخى مشايخ خود در آثارش نقل نموده ، كه اينگونه از تفسير را از خضر عليه السّلام ياد گرفته وبالمآل بحضرت علىّ بن الحسين - عليهما السّلام - منسوب داشته است ويكى از علماى قرن نهم هجرى نيز بدين عقيدة بوده است ، كه تفسير بسملة در هر سورهاى بايد منطبق با محتواى همان سوره بوده ، ودر سورهء ديگر بمعنايى ديگر تا آخرين سورهء قرآن حكيم ، بطوريكه تفسير هر بسملة عين تفسير بسملة در سورهء ديگر نباشد .
اين نظريّه از جهاتى محلّ تأمّل وتحقيق است ؛ نخست اينكه : أساس معاني ومفاهيم بسملة - فارغ از كاربرد آن در هر سوره - بر چهار كلمهء : اسم ، اللّه ، رحمان ورحيم است ، واين كلمات در آيهء بسملة از ابتداء حمد تا آخر قرآن ، يعنى سورهء ناس بنحو يكسان وبدون كمترين تغييرى حتّى در إعراب آن تكرار گرديده وهرگاه اين كلمات چهارگانه در جميع سورهها بنحوى يكنواخت ويكسان بكار رفته باشد ، يا بايد واضع معنى براي هر كلمه بهروضعى از أوضاع ، معنى ديگرى از سورهء حمد تا ناس براي آنها وضع كند ، وبتعبير ديگر براي هر كلمه از كلمات بسملة از ابتداء تا انتهاى قرآن كريم ، معنايى خاصّ محتواى آن سوره در نظر گيرد ، كه چنين ادّعايى تاكنون نشده وسندى براي اثبات آن در دست نيست كه في المثل اگر بسملة در سورهء حمد داراى معنايى خاصّ آنست ، در آغاز سورهء بقره ، همين بسملة با همان چهار كلمه داراى معنى ديگرى منطبق با محتواى سورهء بقره بوده ، وسرانجام بسملة در هر سورهاى از قرآن تا سورهء ناس در معنايى موافق ومنطبق با آن سوره نازل گرديده باشد . بهر وجه ، چه وضع معاني كلمات مزبور انساني باشد وچه الهى ؛ هيچ دليلي در دست نيست كه معناى اسم واللّه ورحمان ورحيم ، جز آنچه در سورهء حمد نازل شده است ، بمعانى ديگر هم منطبق با محتواى هر سوره آمده باشد ؛ وحتّى يك تن از مفسّران همچنين سخنى نگفته وهرگز مسموع نشده كه في المثل براي هريك از كلمات اسم واللّه ورحمان ورحيم ، بتعداد سورههاى قرآن مجيد ، يعنى يكصد وچهارده معنى متفاوت ومتناسب با محتواى هر سوره در نظر گرفته شده باشد ؛ مگر اينكه معنى بسملة را در هر سورهاى متناسب از محتوى ومفهوم آن سوره در نظر آورده وفي المثل بگوييم ، آنچه از مفهوم بسم اللّه الرّحمن الرّحيم در سورهء حمد دانسته ميشود ، غير از مفهومي است كه در سورهء فيل شناخته ميگردد ؛ زيرا در حمد ، سخن از
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 240
مساهمون: غلامحسين رضانژاد
ص٢٤٠