كه با اضافهء عدد يك بر آن ، ميتوان يقين كرد كه أسماء اللّه از حدود احصاء وشمارش بيرون است ، زيرا ذات حقتعالى باعتبار صفتي از صفات جمالى وكمالى ويا جلالي ، ميتواند به أسمائي متناسب ناميده گردد ونهايتى هم براي آن قائل نگرديد .
امّا بحث در اين مورد كه آيا بسملة تنها در سورهء حمد داخل در آنست ويا در هر سورهاى نيز جزء آن در شمار مىآيد ، كمي قابل امعاننظر است ؛ زيرا در اينكه معناى بسملة از حيث كلمات آن ، اگرچه بسيار وسيع وپرمحتوا ميباشد ؛ ليكن معناى هر كلمهء آن از اسم گرفته تا رحيم ، قابل تغيير نبوده وهر معنايى كه در بسملهء سورهء حمد عنوان وآورده شود ، بهر گستره ودامنه وژرفاء ، عين همان معنى ومفهوم با همان أوصاف وسعت وعمق وبسط ، براي بسملههاى ديگر در آغاز هر سورهاى وجود داشته واگر تعداد بسملههاى داخل در سورههاى قرآني چندين برابر بسملههاى قرآن بود ، آيا معنا ومفهوم ودامنه وگستره وژرفاء هر اسمى از آنها با ديگرى فرق خواهد داشت ؛ يا نه ؟ .
پاسخ سوآل مزبور اينستكه :
مفسّران بطور كلّى ، بسملة را آيهاى مستقلّ وداخل وجزء هر سورهاى دانستهاند ، كه با تعداد آيات آن سوره در شمارش مىآيد ، وبرخى از غيرمحقّقان را عقيدة براينست كه بسملة يكبار با سورهء حمد وجزء آن نازل شده وبعدا از باب فصل هر سوره از سورهء پيشين ويا از بابت تيمّن وتبرّك بنام خداوند متعال ويا از جهت آغاز يافتن هر سوره به اسم حضرت حقتعالى مورد استعمال در جميع سورههاى ديگر واقع گرديده است ؛ ليكن قول صحيح ومعقول اينستكه : بسملة در هر سورهاى جزء وداخل در تعداد آيات آن سوره بوده وبطور مستقلّ ، خود آيتي است جداگانه كه با مجموع آيات ديگر هر سوره ؛ تعداد آنرا مبيّن ومحقّق ميدارد . امّا اينكه بسملة در هر سورهاى از قرآن حكيم ، داراى معنايى درخور آن سوره باشد ؟ ، اين سخن را قلمرو ودامنهء تحقيقى ديگر لازم است كه بذكر آن مبادرت ميشود : « 1 »
يكى از معاصران را نظر بر اينستكه بسملة در هر سورهاى از قرآن مجيد ، متعلّق بدان سوره بوده ودر مقام تفسير آن بايد بسملهء مزبور را بر وفق همان سوره تفسير كرد ، بطوريكه اين تفسير منطبق با تفسير بسملهاى ديگر در سورهء ديگر نباشد ؛ وهمين معنى را
هامش
( 1 ) - تفسير القرآن الكريم ، مؤسّسهء مطبوعاتى اسماعيليان .