چنين صفتي بذات أو جائز است ، حتّى اگر شرع اجازه دهد يا ندهد وهمين حكم در افعال حقّ نيز جاريست ؛ چنانكه قاضى أبو بكر باقلانى را عقيدة بر اينستكه : هر لفظي كه دلالت بر معنى ثابتي براي خداوند متعال كند ، اطلاق آن بر أو بدون توجّه بتوقيف شرعي بودن آن اسم جايز بوده ، وتنها شرط در مسئلهء مزبور اينستكه اطلاق هر اسمى بدو لائق كبرياى حضرت حقتعالى باشد وگرنه جايز نيست ؛ مانند اطلاق أسامي فقيه وعارف بساحت حقّ ، كه از اطلاق ايندو اسم وهمانند اينها مبرّى است ؛ زيرا در فقيه ، سبقت در جهل ودر عارف سبقت در غفلت لازم است ؛ وهمين حكم در مورد اسم عاقل نيز جريان دارد ؛ بدين دليل كه عقل مأخوذ از عقال بوده وهمچنين است اسم فطن كه بمعناى زيرك آمده وسرعت در ادراك را ميرساند كه ذات حقتعالى از اين قبيل أسماء مبرّى است ؛ ولذا در تسميه ذات حقّ به أسماء ، ناگزير بتوقيف شرعي خواهيم بود تا جانب احتياط مرعى گرديده ودر ورطهء هائل وخطرى عظيم نيفتيم ، ودر همين موقعيّت است كه استناد به اذن واجازهء شرع در امر تسميهء حقّ واجب ولازم الرّعايه ميباشد ؛ وآن أسمائي كه با اذن شرعي بر خداوند تعالى اطلاق گرديده است ؛ نود ونه اسم ميباشند ؛ كه هركس با توجّه بمدلول ومسمّاى حقيقي أسماء مزبور آنها را إحصاء كند ، داخل در بهشت أسماء خواهد شد ؛ اگرچه اين أسماء در صحاح ترمذى وبيهقى تعيين نگرديدهاند ، ليكن در قرآن حكيم وأحاديث حضرت رسول أكرم ( ص ) مذكورند ، وامّا إحصاء أسماء اللّه ، يا همان نود ونه اسم أو ، عبارت از حفظ وتكرار مجموع آنها وضبط علمي وايمانى وقيام عملي بحقوق أسماء مزبور بوده ، ووجوب بهشت برچنين احصاءكنندهاى از بابت ادراك حقايق أسامي اللّه است كه البتّه امرى سهل نيست ؛ ونكتهء سزاوار تذكّر اينست كه آيا ميتوان أسمائي را بخداوند نسبت داد كه حتّى آدميان از داشتن چنان أسامي كراهت داشته واطلاق آنها بر انسان ناخوشآيند افتد ؟ ، مانند مكّار ومستهزئ وغيره ؟ .
در پاسخ بايد گفت كه اگرچه دو صفت مكر واستهزاء در آيات مباركهء قرآن بر ذات حقّ - تقدّست أسمائه وصفاته - اطلاق گرديده است ؛ وحتّى أسامي وصفاتى مانند : مذلّ ومنشئ وحارب وزارع وراعى ورامى هم بدو اطلاق شده ؛ ليكن بمجرّد وقوع آنها در كتاب اللّه كه برحسب سياق كلام واقتضاء مقام آمده است ؛ اطلاق اينگونه از أسماء بلحاظ حفظ أدب بندگى ورعايت تعظيم مقام وجلالت قدر وشرف أو بر ما صحيح نبوده ونميتوان خداوند را به أسامي مكّار ومستهزئ وزارع وحارب وراعى ورامى وغيره
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 237
مساهمون: غلامحسين رضانژاد
ص٢٣٧