شده وبسبب حذف الف پس از باء بسم اللّه ، باء را كشيده نوشتهاند ، وگروهى را هم نظر بر اينستكه باء بسملة براي مصاحبت وتبرّك بنام خدا آمده ، يعنى : بسم الله إقرأ يا بسم الله أتلوا ودر ما بين الدّفتّين قرآن حكيم بهمين سيرت وسان بكار رفته است .
فخر رازي در تفسير كبير خود در باء بسملة گويد : اين باء متعلّق به مضمر بوده ، واين مضمر ممكن است اسم باشد ، يا فعل ، وبر هردو تقدير ، امكان دارد كه اين مضمر متقدّم باشد ويا متأخّر وبالنّتيجه در چهار قسم مورد بحث واقع ميشود : 1 - اينكه مضمر مزبور متقدّم وفعل باشد ، مانند : « أبدأ باسم اللّه » 2 - اينكه مضمر متأخّر واسم باشد ، مانند :
« ابتداء الكلام باسم اللّه » 3 - اينكه مضمر ياد شده متأخّر وفعل باشد ، مانند : « باسم اللّه أبدأ » 4 - اينكه متقدّم واسم باشد ، مانند : « باسم اللّه ابتدائي » ودر اين صورت دو چيز مورد بحث واقع ميشود : اوّل اينكه تقديم مضمر أولى است يا تأخير آن ، ودر اين مورد ميگوييم : هردو صورت آن در قرآن مجيد آمده است ؛ چنانكه در تقديم ميگوييم :
بِسْمِ اللَّهِ مَجْراها وَمُرْساها
ودر تأخير مانند :
« اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ »
ومن كه فخر رازي ميباشم عقيدة دارم كه تقديم اسم اللّه شايستهتر از تأخير آن ميباشد ودليل آنرا بوجوهى ميتوان مورد بحث قرار داد : مسئلهء نخست اينكه حقتعالى بذات خود واجب الوجود بوده وسابق بر وجود ممكنات است وهر سابق بذاتى مستحقّ سبقت در ذكر نيز ميباشد . مسئلهء دوّم اينكه خداوند متعال در كتاب خود فرمود :
« هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ »
و
« لِلَّهِ الْأَمْرُ مِنْ قَبْلُ وَمِنْ بَعْدُ »
سوّم اينكه تقديم در ذكر داخلتر در تعظيم از غير است . چهارم اينكه در قرآن آمده است :
« إِيَّاكَ نَعْبُدُ »
واين فعل متأخّر از اسم است ؛ وواجب مىنمايد كه در بسم اللّه نيز چنين باشد ؛ ودر نتيجة تقدير باسم اللّه در ابتداء آمد . پنجم اينكه پدرم شيخ ضياء الدّين عمر ميگفت : از أبو القاسم انصارى شنيدم كه أبو سعيد أبو الخير يا أبو القاسم قشيرى - از مشاهير صوفيّه - گفتند : از محقّقان علوم الهى شنيديم كه چيزى را در عالم وجود نديديم ، مگر اينكه خداوند تعالى را بعد از آن ميديديم ، واين مرتبهء مريدان است ؛ در حاليكه محقّقان برتر گفتهاند : چيزى را نديديم مگر اينكه حضرت حقّ را پيش از آن ميديديم ؛ وتحقيق كلام اينستكه انتقال از مخلوق بخالق برهان إنّى است ونزول از خالق به مخلوق برهان لمّى بوده در اوّلين از معلول بعلّت ودر دومين از علّت بمخلوق ميرسيم ؛ ومعلوم است كه برهان لمّى اشرف از انّى ميباشد ، وچون اين معنى به اثبات رسيد ؛ بايد گفت كسيكه فعل را در اوّل ضمير قرار ميدهد ، از رؤيت فعل خدا برؤيت وجوب استعانت