فصل سوّم در كاربرد باء بسملة ووضع اسم بر حقتعالى
در حرف باء در اوّل بسم اللّه وانتخاب آن از جميع حروف وبويژه حرف الف واسقاط آن از ابتداى اسم وقرار دادن باء بجاى آن وافتتاح قرآن با اين حرف ، ده قول وجود دارد كه به بحث وتحقيق در آنها مىپردازيم :
1 - برخى از محقّقان گفتهاند : چون الف بلحاظ استقامت وسركشى ورفعت در نوشتن ، از گونهاى تكبّر وترفّع در ذات بهرهمند است ، وهرگونه تكبّر وسركشى در قبال اسم اللّه وبخصوص در اوّل آن محكوم بكسر درجه وخفض مرتبه ميباشد ، لذا بايد با ظهور باء در ابتداء آن ، الف نابود گردد ، وهمين حكم براي موجود ديگرى هم كه در مقابل اللّه قرار گيرد ، وتكبّر وترفّع ورزد ، بايد اجراء شود ؛ وبرعكس اگر حرف يا چيزى در قبال اللّه انكسار وفروتنى كند ، به بزرگى وشرف ورفعت ميرسد .
2 - باء در ميان حروف ديگر ، اختصاص به الصاق وچسبيدن دارد واز اين خصيصه بيشتر از حروف ديگر برخوردار ميباشد ؛ وبويژه كه الف از حروف قطع بوده وپس از خود بهيچ حرفى متّصل والصاق نميگردد واين سركشى در ذات الف نهفته است .
3 - باء هميشه مكسور است ونسبت انكسار آن ، هم در صورت وهم در معنى محقّق بوده ، وبهمين ملاحظه داراى شرف عنديّت از حضرت حقتعالى گرديد ؛ چنانكه خداوند تعالى فرمايد : أنا عند منكسرة قلوبهم من أجلى بنابراين ، باء كه در مرتبهء حرف بودن مكسور است وبا همين كسره در تلفّظ خود بحروف ديگر الصاق ميگردد ، از نزد حضرت حقّ داراى اين خصوصيّت ذاتي شد كه الف سركش ؛ پس از قرار گرفتن باء در