قيامت وظلمت وميزان ودرجات آنست ، ولى قرائت قرآن تنها در صراط ومخافات آن وجهنّم ودركاتش نافع است . ديگر اينكه عارفي مرد وبسم اللّه را در كاغذى نوشت ووصيّت يا وصايت كرد كه آنرا در كفن وى نهند ؛ پس بدو گفتند : چه فايدهاى دارد ، گفت در قيامت بخداوند متعال ميگويم : خداوندا تو دين وكتاب خود را بهمين عنوان فرستادى ومن نيز همين عنوان را برگزيدم ، وتو با من چنان خواهى كرد كه با عنوان دين وكتاب خود كردى .
چون سورهء توبه مشتمل بر قتال با كفّار است ، در آغاز آن بسم اللّه الرّحمن الرّحيم نيامد ، ونيز در سنّت نبوي آمده است كه در ذبح يا قتل حيوان « باسم اللّه واللّه أكبر » بگويند ، وچون در قتل وقتال نبايد نام خدا را برحمت رحماني ورحيمى برد ، چگونه انسان در روز هفدهبار آنرا بخواند وبرحمت وفضل واحسان الهى نائل نيايد ؛ در صورتيكه بسملهء بدون رحمان ورحيم را در قتل وقتال بكار برند ونه بگاه رحمت وفضل واحسان حضرت حقّ .
امام فخر رازي در همين مبحث از تفسير خود آورده است كه قيصر روم نامهاى بعمر نوشت واز أو دوايى خواست تا مرض سردرد يا صداع ويرا درمان كند ؛ وعمر قلنسوة يا كلاهى دراز بدو فرستاد ، وقيصر تا آن كلاه را بسر داشت ، از درد سر راحت بود وچون برميداشت ، بصداع مبتلا شده ورنج ميكشيد ، وبهمين دليل در تعجّب بسر ميبرد تا بالأخره كلاه را باز كرد وكاغذى ديد كه در آن نوشتهاند :
« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ » *
.
ديگر اينكه اقتضاى حكمت در ذكر بسم اللّه الرّحمن الرّحيم اينستكه مخاطبان الهى در قرآن از سه گروه بيشتر نميباشند كه طبق كريمهء :
« فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ ، وَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ ، وَمِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ »
بنابراين اللّه ، براي سابقين است ورحمان براي مقتصدين ورحيم نيز از آن ظالمان بنفس خود ؛ ونيز بايد دانست كه اللّه همان معطى عطاء ورحمان در گزرندهء از لغزش گناهان أولياء است ، ورحيم در گزرندهء از جفاء گناهكاران ؛ ونيز حضرت حقتعالى به بندهاش ميگويد : اگر آنچه من از تو ميدانم ، پدر ومادر وكسان وهمسر وفرزندانت ميدانستند ، ترا بترك گفته وتنهاى تنها ميگذاشتند ، ليكن من با دانستن حقيقت وجودي تو گناهان واعمال زشت ترا مىپوشم ؛ زيرا ميدانى كه خداوند تو كريم ورحيم است ؛ بدين دليل كه رحمت رحيمى هم بمؤمنان وهم به گنهگاران تعلّق ميگيرد ، در صورتيكه رحمان بدوست وصالحان امّت متعلّق است ، واللّه به أهل ولايت ذاتي