استعانت ميطلبم ؛ واين آية بين من وبندهام تقسيم شده ؛ زيرا
نَعْبُدُ
و
نَسْتَعِينُ
از بندهام ميباشد وايّاك در هردو مورد از من ، وآنگاه كه بگويد :
« اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ »
يعنى مرا بديانت اسلام كه بهترين صراط مستقيم است رهنمونى كن ؛ كه در اين آية نيز من وبندهام شريك هستيم ؛ زيرا هدايت بصراط مستقيم بندهام از من وبخواست من ميباشد ونه از هيچ موجود ديگر ، واين معنى عين توحيد حقيقي است ؛ وامّا چون بگويد :
« صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ »
يعنى آن صراطي كه أنبياء ورسل وأولياء ومؤمنين را بنعمت آن إنعام كردى وآنانرا بدين وسيله به ديانت فخيمهء اسلام هدايت نمودى ؛ واين آية خاصّ من است ونه هيچ كس ديگر ، وهرگاه بگويد :
« غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ »
يعنى مرا بديني رهنمونى كردى كه روش وراه مغضوبان تو وگمراهان ، ودين يهود ونصارى نيست ؛ زيرا اين گروه را براه راست خود بردى ، ولى آنها از اين طريق برگشته وبضلالت گراييدند وبهمين دليل مشمول غضب تو واقع گرديدند ؛ ولذا سورهء فاتحه در مقام صلاة بين عبد وربّ خود كه ربّ العالمين يا ربّ الأرباب است قسمت شده واگر كسى در مقام انكار بگويد كه در اين تقسيم نسبت نصف بنصف با توجّه بجميع آيات رعايت نشده است ؛ پاسخ أو اينستكه : اوّلا مراد از تقسيم نصفبهنصف از حيث معنى است ونه شماره وتعداد آيات ، وثانيا مراد از تقسيم مزبور اينست كه برخى از اجزاء صلاة راجع بربّ است وبرخى ديگر راجع بعبد ؛ ثالثا دليلي در دست نيست كه تقسيم نصفبهنصف برحسب عدد آيات باشد ونه ألفاظ مندرج در آن ، ويا كلمات اين سوره ؛ وبهر نحو كلّ اعداد آيات در اين با بسملة كه أصل آنست هفت آية ميباشد ، كه از بسملة تا مالك يوم الدّين خاصّ خداست ؛ واز
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ؛ اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ
، بين عبد است وربّ ؛ واز
صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ
تا
وَلَا الضَّالِّينَ
بين عبد وحضرت حقتعالى بوده واين نيمه بودن بين بنده وربّ چيزى جز اين نيست ؛ اگرچه در ألفاظ وكلمات آن محقّق نباشد .